به جای آنتیبیوتیک از پلیمر استفاده کنید

پزشکی - نوعی پوشش پلیمری که مثل یک آهن‌ربا باکتری‌ها را به خود جذب می‌کند و آن‌ها را از بین می‌برد، حتی قوی‌ترین باکتری‌ها را هم نابود می‌کند و ظاهرا جایگزینی موثر برای آنتی‌بیوتیک‌ها و ضدعفونی‌کننده‌ها است.

بهنوش خرم‌روز: مطالعات جدید محققین نشان می‌دهد که با استفاده از یک پوشش ساده پلیمری، می‌توان قوی‌ترین میکروب‌ها را از بین برد. این یک سلاح جدید، قوی و ساده برای موارد درمانی و البته پیشگیری است. 
به گزارش دیسکاوری،پوشش پلیمری که توسط مری چان، مهندس زیست-‌ داروسازی دانشگاه صنعتی نانیانگ واقع در سنگاپور و همکارانش ساخته شده، پیش از این توسط دو تولیدکننده در ساخت لنزهای تماسی مورد استفاده قرار گرفته است. مطالعات نشان می‌دهند که پوشش پلیمری به کار رفته در این لنزها، 99 درصد از باکتری‌ها و قارچ‌هایی را که با آن‌ها مواجه شده از بین برده است. بنابراین می‌توان از این پوشش در ساخت ابزار پزشکی و درمانی زیادی استفاده کرد تا نیاز به استفاده از ضدعفونی‌کننده‌‌های ناخوشایند و آنتی‌بیوتیک‌های پردردسر هم کمتر شود. همچنین با این روش، فرایند مقاوم شدن باکتری‌هایی که معمولا روی چنین سطوحی جمع می‌شوند، ‌کندتر می‌شود. 
ایده استفاده از چنین روشی وقتی به ذهن چان رسید که سعی می‌کرد راهی برای مبارزه با باکتری‌های روی لنزهای تماسی پیدا کند. لنزهای تماسی معمولا منبعی برای باکتری‌ها و در نتیجه ایجاد عفونت هستند که می‌تواند به چشم‌ها آسیب برساند. برای مثال نوعی باکتری بهنام سودوموناس آئروگینوزا می‌تواند به معنای واقعی، قرنیه چشم را هضم کند. 
اما این پوشش پلیمری چه‌طور می‌تواند با باکتری‌ها مبارزه کند و آن‌ها را نابود کند؟ وقتی با میکروسکوپ به آن نگاه کنید، می‌بینید که ساختار پوشش پلیمری درست مانند یک اسفنج عمل می‌کند. بار مثبت روی سطح آن مانند یک مغناطیس، باکتری‌ها را به خود جذب می‌کند، چون سطح باکتری‌ها دارای بار منفی است. سپس منافذ بسیار ریز درون ساختار پوشش پلیمری،‌ باکتری‌ها را به درون می‌کشد، دیواره‌های سلولی باکتری را پاره می‌کند و در نتیجه باکتری را از بین می‌برد. 
مدتی است که چان روی پوشش‌های ضدباکتری کار می‌کند. وی به اتفاق همکارش، لی پنگ، پلیمر دیگری ساخته که بیشتر از این که جامد باشد،‌ ویژگی‌های یک مایع را داراست و بدون این که به سلول‌های بدن انسان آسیبی برساند، باکتری‌ها را از بین می‌برد. این یافته در ماه مارس/ اسفند گذشته در نشریه مواد پیشرفته معرفی شده است. همچنین گزارش اولین نسخه از پوشش پلیمری که چان برای اولین بار در سال گذشته برای لنزهای تماسی ساخت، در نشریه مواد طبیعی به چاپ رسیده است. 
به گزارش دانشگاه نانیانگ، جدیدترین پوششی که چانگ ساخته است، می‌تواند باعث کاهش گسترش بیماری‌ها در بیمارستان‌ها و حتی آشپزخانه‌ها گردد. چون معمولا در بیمارستان‌ها و حتی آشپزخانه‌ها، باکتری‌ها و موجودات ریز مقاوم به دارو، یکی از مشکلات بسیار جدی هستند.

منبع :وبلاگ مهندسی پلیمر-مرکز قزوین-بچه های ورودی سال 90

چسب به جاي نخ بخيه

 

پژوهشگران سازمان انتقال خون ايران موفق به توليد چسب فيبريني از پلاسماي خون شده اند. اين محصول يکي از بي خطرترين محصولات پزشکي است که توليد شده ؛ چرا که چسب از بافت هر فردي براي خود آن فرد ساخته مي شود و هيچ عامل خارجي اي ندارد.


البته اگرچه در تمام کشورهاي جهان حدود 30سال است از اين نوع چسب ها استفاده مي شود، اما متاسفانه در کشور ما تا به حال نه تنها کاربردي نداشته است ، بلکه وجود جايگزيني براي نخ جراحي و بخيه بيشتر به يک رويا شبيه بود.

اما توليد قوي ترين چسب بافتي هوشمند دنيا از سوي محققان ايراني به اين رويا رنگ واقعيت داده خوشبختانه کارايي اين چسب در 2 مورد جراحي هاي مجاري ادرار و چشم با موفقيت آزمايش شده است.

از زماني که نخ بخيه وارد علم پزشکي شد، اين تصور پيش آمد که اگر بتوان بدون استفاده از نخ ، با يک چسب قطعات را کنار هم قرار داد، کار با سهولت بيشتري انجام مي شود. اما تاريخچه چسب بافتي به معناي واقعي به زمان جنگ جهاني دوم (دهه 1940) برمي گردد.

در اين زمان محققان متوجه شدند که مي توان از عامل اصلي انعقاد خون (فيبرينوژن) به عنوان ماده اصلي در چسب استفاده کرد و در دهه 1970 فيبرين گلو، به عنوان تنها چسب بافتي تاييد شده در دنيا شناخته شد. اما به علت اين که پروتئين هاي موجود در نسل اوليه اين چسب ها با پروتئين هاي موجود در بدن فرد تفاوت داشت ، مي توانست در بيشتر موارد به حساسيت در بدن فرد منجر شود. بنابراين محققان به اين فکر افتادند که اگر بتوانند از بدن هر فرد براي خود او چسب بسازند، اين مشکل برطرف مي شود

منبع:http://zpbgm.blogfa.com/post-119.aspx

آلوگرافت سلولي

 

اغلب لازم است كه براي جراحي نخاع و يا ساير جراحي‌هاي استخواني از بافت استخواني و يا مواد شبه استخواني استفاده شود. با این حال مطالعات نشان داده‌اند که اضافه نمودن سلول به این مواد مي‌تواند كارايي آنها را در ترميم استخوان افزايش دهد.

  • تعاريف

آلوگرافت استخواني : بافت استخواني به دست آمده از دهنده

اتوگرافت استخواني: بافت استخواني به دست آمده از استخوان‌هاي خود بيمار

سلول‌هاي بنيادي بزرگسالان (MSC ): سلول‌هايي از بدن كه در امر ترميم بدن دخالت داشته و قادر به تكثير و تبديل به سلول‌هاي بافت‌هاي مختلف بدن هستند

سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي: نوعي سلول بنيادي بزرگسالان كه از كشت سلول‌هاي چسبنده مغز استخوان به دست مي‌آيد.

سلول زنده: سلول زنده و فعال كه قادر است يك عملكرد خاصي را انجام دهد.

آلوگرافت سلولي: بافت استخواني آلوگرافت كه حاوي سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي زنده است.

 آلوگرافت استخواني

بافت نرم و يا سخت استخواني كه در جراحي استخوان از يك فرد ديگر گرفته و در بيمار پيوند مي‌شود، آلوگرافت استخواني نام دارد. بيماري‌ها و جراحي‌هاي مختلفي وجود دارد كه در آن از آلوگرافت‌هاي استخواني، تاندوني، ليگاماني و يا ساير بافت‌ها براي درمان بيمار استفاده مي‌شود. تنها در ايالات متحده آمريكا سالانه بيش از يك ميليون نفر از اين محصولات استفاده مي‌كنند. موارد زير مثال‌هايي از استفاده آلوگرافت هستند:

بيماراني كه تحت جراحي استخوان قرار مي‌گيرند

بيماراني كه تحت جراحي ستون فقرات قرار مي‌گيرند

بيماراني كه به دليل جراحي سرطان بخش عمده‌اي از بافت استخواني را از دست داده‌اند

 نحوه تهيه آلوگرافت

آلوگرافت عمدتا از بافت‌هاي افرادي كه در اثر صانحه‌اي دچار مرگ شده‌اند بعد از گرفتن رضايت به دست مي‌آيند. دهنده‌هاي استخوان، غضروف، تاندون و پوست بايد افرادي سالم از نظر بيماري‌ باشند. بنابراين لازم است كه دهندگان به خوبي غربال شوند تا مشكل پزشكي خاصي نداشته باشند.

 لزوم استفاده از آلوگرافت

اغلب براي ترميم ضايعات بزرگ استخواني، غضروفي، ليگاماني، تاندوني و يا پوستي لازم است كه جراح بخشي از بافت از بين رفته را از ساير قسمت‌هاي بدن بيمار پيوند زند كه اين چنين بافت‌هايي اتوگرافت نام دارند با اين حال استفاده از اين روش محدوديت‌هايي دارد:

ممكن ميزان ضايعه به اندازه‌اي باشد كه از خود شخص نتوان آن را به دست آورد.

اتوگرافت زمان جراحي را افزايش مي‌دهد.

مي‌تواند باعث عفونت در محل جراحي دوم (محلي كه بخشي از بافت از آنجا گرفته شده) گردد.

افزايش زمان بهبود محل اخذ بافت و درد طولاني در محل

علاوه بر اين موارد ممكن است كه استخوان خود بيمار قابليت پيوند را نداشته باشد و لازم باشد كه با بافت جديدي جايگزين گردد.

 اهميت سلول‌هاي بنيادي در ترميم بافت‌هاي بدن

سلول‌هاي بنيادي بزرگسال تقريبا در همه بافت‌هاي بدن يافت مي‌شوند. در حالت معمول وقتي بافتي آسيب مي‌بيند اين سلول‌ها با تكثير و تمايز خود بافت آزرده را ترميم مي‌نمايند. سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي، نوعي سلول بنيادي بزرگسال هستند كه در مغز استخوان بوده و در روند ترميم بسياري از بافت‌هاي بدن از جمله بافت استخواني دخالت دارند. بعد از شكستگي و يا آسيب استخواني به دليل وجود علائم آزردگي و عوامل فراخوان در موضع اين سلول‌ها از مغز استخوان به محل آسيب مهاجرت كرده و با تكثير و تمايز به سلول‌هاي استخواني، بافت آزرده و يا شكسته شده استخواني را ترميم مي‌نمايند. علاوه بر بافت استخواني اين سلول‌ها در ترميم بافت‌هاي عروقي، غضروفي، ليگاماني و يا حتي قلبي نيز شركت مي‌نمايند. با اين حال گاه ضايعه به اندازه‌اي بزرگ است كه به تعداد سلول‌هاي بيشتري براي ترميم نياز بوده و سلول‌هاي مهاجرت كرده قادر به ترميم كامل بافت نيستند. مطالعات باليني متعددي نشان داده‌اند كه در چنين مواردي تزريق سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي كشت شده مي‌تواند روند ترميم را افزايش دهد.

 اهميت اضافه نمودن سلول به آلوگرافت

هرچند كه مواد معدني و ساختار شبه استخواني آلوگرافت استخواني قادر است با تحريك بافت‌ها و سلول‌هاي اطراف علائم لازم براي مهاجرت سلول‌ها را ایجاد کنند ولي گاه ممكن است تعداد سلول‌هاي فراخوانده شده به موضع براي ترميم كافي نباشد. چنانچه در نمودار زير نشان داده شده است در يك نوزاد تازه متولد شده از هر ۱۰ هزار سلول مغز استخوان يك سلول مزانشيمي وجود دارد ولي اين نسبت با افزايش سن به شدت كاهش يافته و در يك فرد ۳۰ ساله تنها از هر ۲۵۰ هزار سلول يك سلول مزانشيمي وجود دارد و اين ميزان در يك فرد ۸۰ ساله يك سلول از هر دو ميليون سلول است. بنابراين با افزايش سن قدرت ترميم استخواني به شدت كاهش يافته و لازم است كه با پيوند سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي اين قابليت افزايش يابد. به همين دليل اضافه نمودن سلول به آلوگرافت استخواني مي‌تواند ضمن ايجاد علائم لازم براي تكثير و تمايز سلول‌هاي ترميم كننده، تعداد سلول را نيز به اندازه کافی بالا ببرد تا بافت سریع‌تر بتواند ترمیم یابد.

 سلامت آلوگرافت سلولي

بافت استخواني به دست آمده از يك دهنده برخلاف ساير بافت‌هاي به دست آمده به دليل نداشتن پروتئين تحريك كننده، سيستم ايمني را تحريك نكرده و رد بافت در آن كمتر است. از طرفي سلول‌هاي اضافه شده به آلوگرافت نيز از منشا خود بيمار بوده و در نتيجه سيستم ايمني را تحريك نمي‌كنند.

به لحاظ انتقال بيماري بافت‌هاي آلوگرافت از نظر ويروسي و عفوني مورد بررسي قرار گرفته و بافت‌ها تنها از نمونه‌هايي كه از هر نظر سالم باشند انتخاب مي‌شوند. هچنين بعد از كشت، سلول‌ها از نظر آلودگي به انواع باكتري‌ها و مايكوپلاسما مورد ارزيابي قرار گرفته و با انجام كاريوتايپ احتمال تغييرات در كروموزم‌هاي سلول‌هاي كشت شده مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد تا سلول‌هاي پيوند شده از نهايت سلامت برقرار باشند.
منبع:سایت متعلق به پژوهشگاه رویان

تشخيص شل‌شدگي پروتزهاي مفاصل

پژوهشگران موفق به کشف يک وسيله تصويربرداري شدند که مي‌تواند در مراحل اوليه شل‌شدگي، پروتز‌هاي مفاصل را شناسايي کند. در صورت شل‌شدگي اين پروتزها، ابتدا سلول‌هاي التهابي در اطراف مفاصل تجمع پيدا مي‌کنند. اين سلول‌ها باعث خوردگي استخوان اطراف مفصل و شل‌شدگي پروتز کارگذاري‌شده مي‌شوند. متاسفانه زماني مي‌توان بروز شل‌شدگي را با سيستم‌هاي تصويربرداري معمول تشخيص داد که خوردگي استخوان رخ داده است، بنابراين درمان با مشکل مواجه مي‌شود. پژوهشگران موفق شدند يک وسيله تصويربرداري حساس بسازند که در همان مراحل ابتدايي تجمع سلولي مي‌تواند روند شروع شل‌شدگي را شناسايي و با شروع درمان زودرس، از ناکارآمد شدن پروتز کارگذاري شده جلوگيري کند.


لگن مصنوعي پيشرفته بدون فلز ساخته شد

محققان موسسه مهندسي ساخت و اتوماسيون فرانهوفر آلمان با همكاري يك تيم بين‌المللي دست به ساخت شكل جديد و پيشرفته‌اي از لگن مصنوعي زدند كه بر خلاف كاشت‌هاي رايج امروزي، به ارائه يك جايگزين بدون فلز با قابلیت ارتجاعی استخوان مانند، به بيماران دچار شكستگي لگن مي‌پردازد. پروتز لگن يكي از رايج‌ترين عملهاي جراحي است كه راه‌ حلي براي بيماران دچار آسيب‌هاي شديد مفاصل لگن محسوب مي‌شود. اين در حاليست كه كاشت‌هاي رايج، گاهي بايد پس از 10 سال طي يك عمل جراحي مجدد تعويض شوند؛ چرا كه قرار گرفتن بي‌دقت كاشت‌هاي فلزي در كنار يكديگر باعث كشيده شدن آنها به هم و بروز مشكلات و عفونت در بيماران مي‌شود.
محققان تحت پروژه‌اي موسوم به ENDURE، دست به ساخت اين لگن مصنوعي زده‌اند كه در نتيجه عدم استفاده از فلز و با كاربرد كامپوزيت‌هاي فناوري پيشرفته، نياز به عمل مجدد را از بين مي‌برد. كاسه اين لگن از الياف كربن تقويت‌شده پلی‌اتراترکتون (پيك) ساخته شده كه يك كامپوزيت پليمر محكم مقاوم در برابر خوردگي و زيست‌تخريب‌پذير است. براي سر استخوان ران از سراميك استفاده شده و علاوه بر آن يك پوشش هيدروكسياپاتيت در خط اتصال به استخوان به كار رفته كه از جوش خوردن كامل بافت استخوان با ساختار سطح كاشت اطمينان حاصل مي‌كند.
كاشتهاي كبالت-كروم رايج امروزي بسيار شكننده بوده و انتقال بار غیر بهینه آن به استخوان منجر به عوارض جانبی بالقوه تطابق استخوانی مي‌شود. تركيب جديد مواد در اين كاشت جديد باعث مي‌شود كه انتقال نيرو در كاسه لكن پيك به استخوان لگن خاصره بر اساس شرايط طبيعي باشد. آزمايشات اوليه اين دانشمندان با استفاده از روبات كه به شبيه‌سازي حركاتي مانند راه رفتن يا بالا و پايين رفتن از پله‌ها پرداخته، نشان از مقاومت بالاي اين كاشت در برابر خوردگي داشته است. همچنين در اين پروتز از سیمان استخوانی استفاده نشده و در عوض يك ساختار فشاري و چارچوب‌مانند در سطح استخوان بكار رفته كه با استخوان در ارتباط است.
به گزارش ایسنا،
اين محققان همچنين براي اطممينان از تثبيت موقعيت دقيق اين لگن مصنوعي در عملهاي جراحي به ساخت يك ابزار قابل تنظيم دست زدند كه اين كاشت را به ابزارهاي استاندارد جراحي متصل كرده و به كاشت، تنظيم و يا برداشتن راحت‌تر آن كمك مي‌كند. تيمي از پزشكان دانشگاه نيوكاسل با انجام عمل جراحي بر روي جسد انسان، قابليت نصب يا برداشتن آسان اين لگن مصنوعي را به نمايش گذاشته‌اند. محققان در حال انجام آزمايشات بيشتر و آماده‌سازي اين فناوري براي استفاده در كارآزمايي‌هاي باليني هستند.


كاتتر هاي قلبي

پيش روي به سوي قلب با كاتتر هاي قلبي

كاتترهاي قلبي به دلايل متعدد استفاده مي شوند. هنگامي كه يك داروي حياتي بايد بلافصله در بدن پخش شود، اگر اين دارو توسط كاتتري كه قبلا در نزديكي قلب قرار گرفته تزريق شود، به سرعت به همراه خون به تمام نقاط بدن پمپاژ خواهد شد. همچنين در شرايطي نظير نامناسب بودن وضعيت عروق در اندام هاي محيطي، زياد بودن دفعات تزريق و سوزن زني متعدد، كه استفاده از روش هاي تزريق معمولي دردسرساز است، كاتترها بسيار مفيد خواهند بود.

كاتتر قلبي،  يك لوله باريك و قابل انعطاف است كه مي¬تواند از طريق عروق به داخل سيستم جريان خون نفوذ كند. به اين ترتيب، امكان تزريق يا مكش مايعات از طريق كاتتر فراهم خواهد شد. فرايند ورود كاتتر به داخل بدن را كاتترگذاري گويند.

كاتترهاي عروق مركزي (CVC)
نام كامل اين كاتترها Central Venus Access است و براي دستيابي به عروق به كار مي روند. از اين كاتترها به دو دليل عمده استفاده مي شود:
 اهداف درماني:
1. تزريق مواد مغذي، بالاخص محلول هاي هايپرتونيك
2. در صورت بروز hypervolumia (پرشدگي عروق)
3. در هنگام تزريق خون يا مشتقات خوني به مدت طولاني و در حجم زياد
4. در حالتي كه عروق محيطي اصلي از بين رفته اند .

• اهداف تشخيصي:
1. مانيتورينگ فشار عروق مركزي
2. نمونه گيري از خون

روش هاي دسترسي به عروق مركزي (Central Venus Access)
كاتترهاي CVC را در گروه سني بزرگسال مي توان از طريق رگ هاي زير وارد كرد (به ترتيب ارجحيت):
• Subclavian Vein (وريد تحت ترقوه اي)
• Internal Jugular
• Femoral Vein
• External Jugular or Axillary Vein

جنس كاتتر
انواع مختلف موادي كه براي ساخت كاتترهاي قلبي به كار مي روند عبارتند از:
PVC: اين ماده مقاومت مكانيكي بالايي در براير كشيدگي، خم شدن هاي پياپي، فشار و بسته شدن با كلمپ دارد. به همين دليل مي توان كاتترهايي با قطرهاي مختلف از آن ساخت. پايداري حرارتي PVC نيز بسيار خوب است. اما سازگاري آن با خون و بافت بدن چندان مناسب نيست.
PE: نام كامل آن polyethylene است. از مزاياي آن مي توان به قيمت مناسب و سازگاري با محدوده وسيعي از داروها اشاره كرد. در مقابل،  عدم پايداري حرارتي و عدم قابليت استفاده به مدت طولاني از جمله معايب اين ماده هستند.
PUR:نام كامل آنpolyurethane   است. مزاياي آن عبارتند از: سازگاري بسيار خوب با خون و بافت بدن، مقاومت مكانيكي بالا، تنوع محدوده قطر و ... از معايب مي توان به هزينه بالا، جابه جايي كاتتر در رگ و  PHخنثي اشاره كرد.
Silicon: سازگاري بسيار مناسب با خون، عدم جابه جايي كاتتر در رگ، سازگاري با داروها از جمله مزاياي سيليكون است. معايب آن نيز عبارتند از خشكي و ضريب شكست بالا، عدم تنوع از لحاظ قطر كاتتر(كاتترهاي سيليكوني را نمي توان با قطر كمتر از 63/0 ميلي متر ساخت).
PTFE:نام ديگر آن تفلون است. مزيت اصلي تفلون، كيفيت سطح آن است. اين امر سبب مي شود كه كاتتر به راحتي به داخل رگ بلغزد. اما عمليات ساخت كاتتر از جنس تفلون، بسيار پيچيده و پر هزينه است.

تكنيك كاتتر كاري Seldinger
نوعي روش كاتترگذاري است كه در آن حداكثر ايمني براي جلوگيري از وارد آمدن آسيب به عروق خوني حاصل مي شود. نامگذاري اين روش بر اساس نام مبدع سوئيسي آن بوده است، دكتر Svenlvar Seldinger (1998-1921)، راديولوژيست، در سال 1953 اين روش كاتترگذاري را معرفي كرد.
در اين روش، ابتدا يك سوزن توخالي، نوك تيز و باريك (به نام trocar) به داخل رگ وارد مي شود. سپس سیستم راهنمای فلزي‌ (با نوك صيقلي) از داخل لوله trocar به درون رگ هدايت شده و trocar بيرون آورده مي شود. اكنون مي توان يك كاتتر با مقطع صاف (blunt) را از روي گايد به درون رگ هدايت كرد. در نهايت، بعد از وارد كردن كاتتر، سیستم راهنما بيرون كشيده مي شود.
براي اطمينان از قرارگيري صحيح كاتتر در مسير عروقي مي توان از روش فلوروسكوپي استفاده كرد. روش ديگر، تزريق مواد حاجب به داخل كاتتر و عكس برداري از آن است. تكنيك Seldinger براي آنژ يوگرافي ، دريناژ، كارگذري كاتترهاي عروق مركزي، وارد كردن تيوب هاي PEG، وارد كردن ليدهاي پيس ميكر و ليدهاي كاشتني دفيبريلاتور نيز استفاده مي شود. از مشكلات احتمالي اين روش آن است كه چون سوزن زني اوليه بوسيله يك ابزار نوك تيز انجام مي شود،ممكن است به خونريزي، عفونت و... منجر شود.گزارش هايي از مفقود شدن سیستم راهنما در جريان خون ثبت شده است.

مزاياي كاتترگذاري در عروق مركزي
علي رغم اينكه كاتترگذاري فرايند پر ريسكي محسوب مي شود، در بسياري از مواقع به دلايل زير به ساير روش هاي تزريقي ارجحيت دارد.
• حل شدن سريع داروهاي محرك در داخل خون
• دسترسي طولاني مدت و ايمن به عروق مركزي با حداقل آسيب به بافت اطراف
• تزريق همزمان محلول ها و داروهاي ناسازگار با يكديگر (از طريق كاتترهاي چند لوله اي يا Multi Lumen)
• كوتاه شدن مدت زمان بستري در بيمارستان
• پرهيز از سوزن زني هاي متناوب
• دسترسي سريع به مركز خونرساني بدن

ريسك كاتترهاي CVA
موارد زير از جمله خطرات احتمالي استفاده از كاتترهاي وارد شونده به عروق مركزي هستند.
• آمبولي هوا:نتايج ايجاد آمبولي هوا عبارتند از احساس درد در قفسه سينه، تاكي كاردي و كاهش غيرطبيعي فشار خون
• پنوموتوراكس: علائم ايجاد پنوموتوراكس عبارتند از: تنگي نفس و اختلال در صحبت كردن.
• عدم جايگذاري صحيح كاتتر: در صورتي كه كاتتر به صورت مناسب در داخل رگ وارد نشود، علائمي چون خونريزي، ايجاد لخته در خون، درد در ناحيه سر و گردن، آريتمي قلبي و تپش قلب را به همراه خواهد داشت.
• ترومبوز: علائم آن عبارتند: از درد در ناحيه گردن، سينه، بازو، پا، تغيير رنگ پوست، تغيير دماي پوست و مشكلات خونرساني.

ايمني در كاتترگذاري
كاتترگذاري بايد در شرايط استريل انجام شود. حفظ بهداشت محل ورود كاتتر از اهميت بسياري برخوردار است. به علاوه، نحوه پانسمان بايد به گونه اي باشد كه از جابه جايي كاتتر جلوگيري كند. در تمام مراحل كاتترگذاري و پس از آن بايد بيمار را از نظر دماي بدن، سرخي پوست، تورم و خونريزي در ناحيه ورود كاتتر مورد معاينه قرار داد. براي جلوگيري از ايجاد لخته خون در مسير كاتتر، بهتر است مقداري سرم نمكي در فواصل زماني منظم به درون كاتتر تزريق شود. در هنگام كارگذاري كاتتر، نبايد از دستكش هاي آغشته به پودر و فورسپس هاي نوك تيز استفاده شود. در كاتتر هاي دهليزي، نوك كاتتر بايد حداكثر تا 1 ميلي متر به داخل دهليز هدايت شود.
مقياس استاندارد كاتترها
قطر خارجي  كاتتر، سوزن و ساير ابزارهاي پزشكي سيلندري شكل توسط سه مقياس استاندارد ، ميلي متر ، اينچ يا French بيان مي شود( يك French برابر است با 33/0ميلي متر).
در كاتترهايي با قطر كم (1 تا 2 French)، تزريق حتما بايد به صورت پيوسته انجام گيرد. در غير اين صورت ممكن است با قطع جريان، در داخل كاتتر لخته هاي خون ايجاد شده و به انسداد مسير تزريق منجر شود. كاتترهاي 8/0 – 6/0 ميلي متر براي نوزادان و اطفال استفاده مي شوند.

منبع: نشریه مهندسی پزشکی شماره ۸۹

آشنايي با ارتز ها و پروتزها

معرفي ارتزها 

ارتزها وسايل كمكي هستند كه به منظور برگرداندن توانايي هاي از دست رفته فرد، مورد استفاده قرار مي گيرند و به عبارت ديگر ارتز به كليه وسايل كمكي اطلاق مي شود كه جهت جلوگيري و تصحيح بدشكلي ها، يا نگهداري و ثابت كردن قسمت هاي مختلف بدن به موازات اندام، به كار مي روند.  

 ‌اهداف تجويز ارتزها
 كمك به حركت و جابه جايي فرد
جلوگيري از بدشكلي ( دفورميتي)
جلوگيري و كاهش كوتاهي عضلاني
كاهش ادم
افزايش حس عمقي
افزايش تعادل و ثبات فرد
 كاهش اسپاستيسيتي و سفتي اندام
حفظ وضعيت عملكردي اندام
حفظ بي ثباتي اندام آسيب ديده
موارد استفاده ارتزها ( بسته به موارد تجويز آن ها )
ارتزها در آسيب هاي تروماتيك و ورزشي
ِ در اصـلاح نـاهنجاري هاي مادرزادي از جمله اسكليوز ( انحراف ستون فقرات ) و كيفوز ( قوز كمر )
ِ بعد از انواع شكستگي ها
در مـوارد بيمـاري هاي مختلف ارتوپدي مــانـنــد كــف پــاي صـاف ، پـا چنبـري ، هـالـوس والگوس
 در بـيماري هاي نورولوژيك مانند انواع فـــلـــجــــــي هـــــا ، بـــيـــمـــــاران ســـكـــتـــــه مـــغـــــزي ، مــولـتـيـپــل‌اسـكـلــروزيــس چـنـد گـانـه ، آرتـريـت روماتوئيد استفاده مي شوند. 

تقسيم بندي ارتز ها
ارتزها به طور كلي به سه دسته ارتزهاي اندام فوقاني و تحتاني و ستون فقرات تقسيم مي شوند.
ارتزهاي اندام فوقاني شامل انواع مختلفي از ارتزها براي شانه ، آرنج ، مچ دست و انگشتان هستند .
ارتزهاي ستون فقرات شامل ارتزهاي گردني، سينه اي و كمري هستند.
هر يك از اين دسته ها نيز داراي انواع مختلفي هستند و داراي انواع  مختلف نرم ، سخت و نيمه سخت هستند كه بسته به كاربردشان مورد استفاده قرار مي گيرند.
ارتزهاي اندام تحتاني شامل انواع مختلفي از ارتزها براي لگن، زانو، مچ پا و انگشتان و انواع كفي هاي مختلف هستند.
به طور خاص ارتزها را مي توان در سه دسته طبقه بندي كرد:
1- ‌ارتزهاي كلاسيك 
 2-ارتزهاي پيشرفته و الكترونيك شامل: سيستم E-Mag، سيستم Free-Walk،سيستم  RGOو ... 
 3-ارتزهاي حمايتي

سيستم E-Mag
 Magً: Eمفصل زانو با كنترل الكترونيكي قفل مفصل
براي بيماران با عوارض سندروم پس از فلج اطفال (post polio syndrome) ، بيماري فلج اطفال (poliomyelitis) ضعف يا فلج عضلات، اين ارتز بسيار سبك و راحت بوده توسط مفصل مچ به داخل مچ پا كه قابليت تطابق  و تنظيم حركات پا را دارد ، متصل مي‌شود.
اين ارتز نگراني كه اين بيماران از عدم قفل شدن مفصل زانو وامكان زمين خوردن آن‌ها   است را به وسيله قفل الكترونيكال و فرستادن  سيگنال با  remoteدر دست يا متصل به عصاي بيمار و روشن شدن دكمه  آلارم آن بر طرف مي سازد.
بيمار توسط  همان  remoteدر دست،  قفل را آزاد مي كند و سيگنال مربوطه را دريافت مي كند. پايه اصلي اين بريس از ترموپلاستيك تشكيل شده است.

 Walk On System
 ‌اين ارتز براي فلج عصب راديال و ضعف عضلا ت دورسي فلكشن پا به كار مي رود‌. اين ارتز شامل كربن و كالف  ترموپلاستيك است. كربن به كار رفته تا حدود زيادي برگشت انرژي را فراهم مي كند.

RGO-Hip joint system
اين ارتز به خصوص براي بيماراني كه مبتلا به فلج نخاعي   با سطح ضايعه  5THتا  3Lمناسب است .
نـاتواني هايي مانند فلج  (paraplegic) دو طرفه كه نياز به وسيله اي براي كنترل و پايداري دو طرفه دارد. بيمار بايد داراي حركات و نيروي مناسب در  سطح كمربند شانه‌اي و داراي حركات مورد نظر در سطح  frontal و sagittal بوده و انقباض مفصل زانو  ‌بالاي 20 را نداشته باشد.
در سيستـم  RGOاتصال بين دو پا براي كار كردن وسيله بسيار مهم بوده و اجازه چرخش لگني را در طول راه رفتن در حدود 15 درجه و همزمان زانو و خميدگي مفصل زانو را در طول نوسان به پا، حول محور تثبيت شده پاي مقابل كه به طور كامل در موضع تثبيت شده قرار دارد مي دهد. اين ارتز داراي سيستم مدولار بوده و قابليت تنظيم بنا بر رشد كودكان را داراست. 
به دليل آنكه  امكان چرخش لگني  تا 15 درجه  را فراهم مي كند انحرافي در جهت راه رفتن به وجود نمي آورد.

  ارتز Free walk
موارد استفاده: ضعف يا فلج اندام تحتاني
اين ارتز به بيمار اجازه راه رفتن بسيار نرمال و طبيعي را داده و داراي دو مفصل مكانيكي زانو و مچ پا بوده كه مفصل مچ به صفحه نازكي در كف پا متصل مي شود. كامپوزيت كربن ماده اصلي تشكيل دهنده آن است .
ارتـزهـاي حمايتي  )Supports orthoses(شامل انواع كلارها و گردنبند هاي طبي، كتف‌بند، كرست ها و كمربند هاي طبي وكرست هاي حمايتي بعد از عمل نواحي سينه‌،  شكم ، قلب و ستون فقرات، انواع زانو بند ها ، انواع مچ بندها و....

 ‌يقه گردن (Nicky Collar )
مـوارد تجـويـز: سنـدروم گـردن، تحـرك بيـش از حـد (hyper mobility)، مشكلات روماتيسم،كشش بيش از حد روي عظلات گردن ، آسيب هاي رگ به رگ شدگي حاد گردني (Whiplash)
كلار فومي نرم با يك طراحي راست و صاف:كلار را مي توان به گونه اي پوشيد كه محل باز شدن آن در جلو يا عقب باشد. روكش آن 100% كتاني است.اتصال قلاب و حلقه‌اي قابل تنظيم آن ، آن را براي محيط 50-37 سانتي متر مناسب مي سازد.

Nicky Collar Forteمحافظ گردن به فرم آناتوميكي ، با بخش تقويت كننده
مــوارد تـجــويـز:
سنـدرم گـردن، تحـرك بيـش از حـد (hyper mobility)، مشكـلات روماتيسم،كشش بيش از حد روي عظلات گردن ، آسيب هاي رگ به رگ شدگي حاد گردني (Whiplash)، تغييرات تخريبي در مهره گردني.
اين محافظ گردن فرمي آناتوميك دارد و با پلاستيك از جنس پلس اتيلن تقويت شده است. از نظر حفاظت كارآيي بسيار بالايي دارد. به خاطر وجود فرورفتگي هايي براي چانه و حنجره بسيار راحت است و به بهترين شكل اندازه فرد مي شود. اتصال قابل تنظيم قلاب حلقه اي اين وسيله را براي محيط هاي 50-37 سانتي متر اندازه مي‌سازد.

‌كلار حفاظت كننده با تاثير ثبات بخشي بالا
(Philadelphia Cervical Orthotics )
موارد تجويز:
سندرم گردن كه به طور مزمن عودكننده باشد، التهاب ريشه گردني، شكستگي هاي با ثبات و ساده، بعد از جراحي ، در رفتگي ها ، شكستگي ها. 
ايـــــن كـــــلار حــفـــــاظــــت كــنــنــــده از جــنــــس پـلاستـوزوت اسـت و اثر ثبات بخشي فراواني دارد. داراي تقويت كننده هاي قدامي و خلفي و سوراخ هاي تهويه كننده است. بندهاي قلاب و حلقه اي امكان تنظيمات را فراهم مي كند .

ارتز هاي دور كننده بازو
اين ارتز براي درمان عملكرد شانه و دست ايده ال است. اين ارتز داراي يك ساختار مدولار است .

ويژگي
1-بـه وسيلـه سيستـم سـه نقطـه فشار، نيروي  varusو  valgusرا از روي زانو كاهش مي دهد.
2-اين ارتز به صورت مدولار بوده و داراي (foot stirrup هــر چيـزي شبيـه ركـاب پـا) بـوده و داراي مفصل يك طرف  (joint unilateral)است.
ايـن ارتـز بـسـيار كم وزن بوده و داراي اهرم بلندي براي اعمال نيرو است.

ارتز دور كننده بازو
(ACRO ASSIST)
اين ارتز بعد از جراحي ها يا بعد از تروماهايي كه  نياز به كشش  بازو دارند استفاده مي شوند، مانند
جراحي هاي Rotator cuff plastic
در رفتگي يا شكستگي هاي زير شانه اي
ايـن ارتـز مـوقـعيت هاي شانه را در درجات 30،60 و90 درجه ربايش فراهم مي كند.
وزن از روي مفصل شانه توسط حمايت بدن برداشته مي شود. 
اين ارتز داراي فريم قابل تنظيم بر اساس خصوصيات بيمار بوده داراي وزن حداقل و راحتي مطلوب است.

ارتز كشش زياد اندام‌

موارد استفاده
 1-براي شكستگي هاي متراكم در قسمت‌هاي انتهائي ستون فقرات و ناحيه فوقاني كمر بدون آسيب هاي عصبي
2-استئوپروز

ويژگي
1-باعث كشش بيش از حد ستون فقرات در ناحيه thoracolumbar مي شود.
 2-فشار را از قسمت قدامي مهرها بر مي دارد . 

ارتز تثبيت كننده زانو

موارد استفاده
1-بعد از جراحي ها و تروماهاي زانو
2-كنترل حركات زانو

ويژگي
‌اين ارتز free size بوده و بر طبق پاي بيمار تنظيم مي شود.
‌اين زانو بند مدرج بوده كه با هر 5/7 درجه قابليت افزايش يا كاهش flexion و extensionرا داراست.
‌بسيار راحت و داراي حداقل وزن است.

منبع: نشریه مهندسی پزشکی شماره ۱۱۸

ابزار و مواد دندان پزشكي

ابزار و مواد دندان پزشكي

توليد تجهيزات پزشكي از آن جهت كه با سلامتي افراد ارتباط مستقيم دارد، حائز اهميت است. اين صنعت، جزء صنايعي است كه به دانش فني بالايي نياز دارد، در واقع ميزان سطح علمي افراد شاغل در آن در مقايسه با ديگر صنايع بالاتر است. ‌شناخت ‌مواد و تجهيزات مرتبط با دندان پزشكي مي تواند كمك بهسزايي در ارائه خدمات بهتر و مفيدتر كند و سطح بهداشت و سلامت جامعه را ارتقاء دهد. در اين تحقيق به بررسي تجهيزات و موادي كه در دندان پزشكي مورد استفاده قرار مي گيرد و دندان پزشكان از آن‌ها استفاده هاي مختلفي مي كنند و همچنين   بحث هايي در ارتباط با جنبه هاي مختلفي كه در شاخه دندان پزشكي وجود دارد پرداخته مي شود. 

به طور كلي تجهيزات دندانپزشكي به اجزاي زير تقسيم مي شوند:
1)يونيت و صندلي 
2)كمپرسور
3)آمالگاماتور
4)كاويترون
5)لايت كيور
6) ابزار : توربين- ايرموتور- ميكرو موتور- پوآر آب و هوا - هندپيس- آنگل
7)استريليزاتور
8)راديولوژي (تك دندان)
9)ساكشن ها
10)موتور آويز
 11)تابوره

يونيت
هر يونيت از چهار قسمت تشكيل شده است:
 1)صندلي
2)جعبه باكس و تابليت
3)چراغ روشن
4)كراشوار (ليوان پركن- دستشويي وساكشن )
 ‌يونيت دندانپزشكي ابزارهاي لازم را در اختيار دندانپزشك قرار مي دهد كه اين مجموعه شامل حداقل يک توربينپ (high -speed) ويك ميكروموتور يا ايرموتور (low-speed) و پوآر آب وهوا است.
دستگاه هاي ديگري هم مانند دستگاه اولتراسونيك (جرم گيري ) و دستگاه لايت كيور هم مكمل يونيت هستند .
يونيت توسط هواي فشرده و آب و الكتريسته از طريق كليد يا پدال فعال مي شود. اتصال اينسترومنت هاي چرخشي و پوار آب وهوا به يونيت به دو روش زير  است:
1-شيلنگ از بالا 
2-شيلنگ آويز (كويلي يا تلفني و معمولي)
يونيت هاي شيلنگ از بالا احتمال خطر سقوط توربين و ايرموتور و يا پوار را از بين مي‌برد. ضروري است كه يونيت دندانپزشكي طوري طراحي شود كه وسايل به راحتي در  دسترس دندان پزشك قرار گرفته و انتشار عفونت را به حداقل برساند. سطوح يونيت بايد كاملا صاف و صيقلي باشد تا به راحتي تميز و ضد عفوني شود. رنگ آن بايد پخته شده باشد تا محلول هاي ضد عفوني مخرب رنگ نباشد به منظور جلوگيري از انتشار عفونت بايد از غلاف هاي يك بار مصرف براي اينسترومنت ها استفاده شود .
دربرخي از يونيت ها منبعي جداگانه جهت ماده ضد عفوني وجود دارد كه اين ماده با آب مخلوط شده تا به كاهش ميكروارگانيسم ها كمك كند .   

چراغ دندان پزشكي
چراغ دندان پزشكي بايد نور كافي و سرد ومتمركز داشته باشد. شدت نور در يونيت بستگي زيادي به نوع و جنس شيشه منعكس كننده (Reflector) كه در پشت لامپ قرار گرفته كه شدت نور بايد از 24000 تا 8000 لوكس قابل تنظيم باشد.
 ‌رنگ نور چراغ بايد مانند نور آفتاب باشد و نور تابيده شده از چراغ فقط محيط دهان را روشن كند تقريبا يك مستطيل 10*‌15 سانتي متر باشد. نور ناكافي و زرد رنگ باعث خستگي مفرط چشم دندان پزشك مي شود. از آنجا كه لامپ هاي چراغ از نوع كوارتز‌-‌هـالـوژن اسـت لـذا بـه هنگـام تعـويـض لامپ بايد از دست زدن به حباب لامپ جدا  خودداري شود زيرا سديم موجود در پوست دست توسط پوشش كوارتزي جذب شود وبا بخار هالوژن تركيب مي شود و بدين ترتيب باعث كوتاهي عمر لامپ مي شود.

 ‌كراشوار
كراشوار بايد گودي مناسب داشته و فاصله آن تا بيمار طوري باشد كه به هنگام تخليه آب دهان اطراف آن خون آلود و يا آلوده نشود و آب به طور كامل درون كراشوار چرخش داشته و  داراي توري قالب تخليه باشد تا خرده هاي آمالگام و يا خرده هاي دندان وارد فاضلاب نشود و آب داخل كراشوار تخليه مناسب داشته باشد . جنس كراشوار نبايد طوري باشد كه مواد دندان پزشكي يا مواد ضد عفوني درآن تغيير رنگ ايجاد كند .

 ‌ليوان پركن
ايـن سيستـم جهـت پـركـردن ليـوان اسـت. اگـر ايـن سيستـم داراي آبگـرمكـن بـاشد مناسب‌تر است و جهت جلوگيري از اتلاف وقت براي پركردن ليوان، داشتن تايمر ضروري است.

 ‌ساكشن 
يونيت دندانپزشكي بايد جهت جلوگيري از اتلاف وقت و ديد كافي درمحيط دهان ، داراي سيستم مكنده  خوب باشد كه در ادامه به آن ها اشاره مي شود.

اجزاء تشكيل دهنده ‌ساكشن
 موتور الكتريكي
 مولد فشار منفي
 مخزن جمع آوري مايعات
 فيلتر هاي تصفيه
 مانومتر
 اتصالات انتقال دهنده مايعات و فشار منفي

طرز كار دستگاه ساكشن
جهت ايجاد فشار منفي مورد نياز، ساكشن ها از سيستم هاي مختلفي بهره مي برند. بـرخـي از سـاكـشـن هـا از پـمـپ هـاي روغـنـي اسـتـفـاده مي كنند و برخي ديگر هم از سيلندرهايي استفاده مي كنند كه نياز به روغن ندارند. برخي هم از اختلاف فشار ايجاد شده توسط اكسيژن متراكم در مخازن اكسيژن جهت ايجاد فشار منفي و مكش مناسب استفاده مي‌كنند. نوع اخير عموما به همراه ست اكسيژن موجود در آمبولانس ها و ديگر ست هاي كمك هاي اوليه عرضه شده و جهت استفاده در مواقع بحراني كاربرد دارد.

حفظ و نگهداري دستگاه ساكشن
 قبل از اينكه مخزن ساكشن پر شود و مايعات به داخل موتور آن نفوذ كنند، حتما مخزن آن تخليه شود.
 فيلتر هاي ساكشن حداقل هر 6 ماه يك بار تميز يا در صورت امكان تعويض شود.
 در ساكشن ها روغني، هر ماه يك بار سطح روغـن بررسي شود و در صورت كم شدن، با استفاده از روغن مناسب جايگزين شود، براي ايـــن كـــار مـــي تـــوان از روغـــن هـــاي خــودكــار (هيدروليك) مخصوص ماشين استفاده كرد.
در هـر بـار استفـاده از دستگاه ساكشن براي بيمار، بايستي كاتر جديدي مورد استفاده قرار گيرد. ولي در صورتي كه امكان آلودگي محيط تــرشـحــات آسـپـيــره شــده وجــود داشتـه بـاشـد، مي‌توان به مقدار كافي آب ژاول براي رسيدن به درصـد مـطـلـوب آن (1)% جـهـت ضدعفوني، به داخل باتل آسپيره كرد و حداقل به مدت ده دقيقه قـبـل از تـخـلـيـه و شـسـتـشـو بـه همين حال باقي گذاشت.

بزاق كش (saliva ejector)
اين سيستم با آب يا هوا كار مي كند . داراي مكش نسبتا  ضعيف است و براي مكش بزاق به كار مي رود ولي براي كشيدن خون و بزاق غليظ و مايعات چركي مناسب نيست. هرچه فشار آب يا هوا بيشتر باشد، ساكشن هم بهتر كار خواهد كرد و سيستم آن به اين صورت است كه آب از قطعه اي به نام جت پمپ عبور مي كند. خلاء ايجاد شده عمل مكش را انجام مي دهد. لازم به توضيح است براي بهتر كار كردن ساكشن بين هر دو يا سه مريض كليد برگشت ساكشن را فشار داده تا آب از طريق شيلنگي كه در اختيار بيمار است به بيرون برگردد تا در صورت وجود خرده دندان يا آمالگام يا هر چيز ديگر از آن خارج شود.

ساكشن مركزي
ايـن دستگـاه مـاننـد جـاروبـرقي عمل مي كند وقدرت مكش آن بين 10 تا 15 برابر سـاكشـن‌هـاي معمـولي استجريان هوا با سرعت 150 تا 200كيلومتر در ساعت عبور مي‌كند و قدرت مكندگي آن حدود 50 ليتر آب دردقيقه است و مواد جامد و مايع از فاصله 10 تا 15 ميلي متري دهانه سرساكشن مكيده مي شود . اين فاصله درساكشن پرتابل بين 3 تا 5 ميلي متر است.

 

سراميك هاي دنداني (Ceramics)
هر محصولي كه ضرورتا از ماده غير فلزي ساخته شده و در درجه حرارت بالا پخته شده تا به خواص مطلوب برسد سراميك گفته مي شود. سراميك هاي دنداني ابتدا در اواخر سال 1700 در دندان پزشكي به كار رفتند. 
در اواخر قرن بيستم معرفي چندين سيستم معمول براي ساختن ترميم هاي دنداني تمام سراميكي انجام گرفت. اولين آن ها سيستم  Castatbe glass ceramic بود كه ترميم با استفاده از تكنيك حذف موم ريخته شده و سپس heat treat مي شد تا تمام شكل آن به گلاس سراميك افزايش يابد. بعدها  اين سيستم  Castable به دليل مشكلات توليد و انـسـيــدانــس زيــاد شـكـســت كنـار گـذاشتـه شـد. در حـدود 15 سـال گـذشتـه هـم زمـان سراميك‌هاي  Slip-Casting, heat pressingو  machining گسترش پيدا كردند. 

ترميم هاي سراميك- متال  (Ceramic-Metal Restorations)
ترميم هاي سراميك- متال شامل يك فريم ورك فلزي ريختگي هستند كه حداقل دو لايه سراميك بر روي آن ها پخته شده است. 

ترميم هاي تمام- سراميكي (All-Ceramic Restorations)
موادي كه براي ترميم هاي تمام سراميكي به كار مي روند، داراي دامنه وسيعي از فاز كريستالين به عنوان تقويت كننده بوده و بيش از 90% حجمي حاوي فاز كريستالين هستند.
 مواد تمام سراميكي  Sinterشده ( Sintered All-Ceramic Materials)
  مواد تمام سراميكي (Slip-Cast All-Ceramic Materials)
مواد تمام سراميكي قابل ساخت با ماشين ( Machinable All-Ceramic Materials)

‌سمان ها
سمان ها ي گوناگوني در دندان پزشكي براي دو هدف اوليه به كار گرفته شده اند:
1)به عنوان يك ماده ترميمي براي  fillingيا به تنهايي و يا  با مواد ديگر 
2) براي نگه داشتن رستوريشن ها يا وسايل در يك موقعيت ثابت داخل دهان 
برخي سمان هاي ديگر براي اهداف خاص در رشته هاي ترميمي، اندو، ارتو، پريو و جراحي به كار مي روند. در زير تقسيم بندي سمان هاي دنداني بر پايه اجزاء شيميايي اصلي  ارائه شده است:
 ‌گــلاس آيـنــومــر هــا و هـيـبــريــدآينـومـرهـا (Glass   and    Hybrid   Ionomers)
زينك پلي اكريلات (Zinc   Polyacrylate)
زينك فسفات (Zinc Phosphate)
زينك اكسايد اوژنول (Zinc   Oxide    Eugenol)
زينك اكسايد بدون اوژنول
(Non-Eugenol-Zinc Oxide)
كلسيم هيدروكسايد (Calcium   Hydroxide)
كامپومرها (Compomers)
كامپوزيت ها و سمان چسبنده
(Composite   and    Adhesive   Resins)

موم ها (Waxes)
موم ها دسته اي از مواد دندان پزشكي هستند كه كاربرد زيادي دارند. اين مواد مي تواند از موم طـبيعي يا سنتتيك، صمغ، چربي، اسيد چرب، روغـــن؛ رزيـــن طــبــيــعـــي يـــا سـنـتـتـيــك و انــواع رنگدانه‌ها تشكيل شود.
مـوم طـبـيـعـي: معدني، گياهي، حشره اي يا حـيــوانــي. دوگـروه اصـلـي تـركـيـبـات آلـي مـوم: هيدروكربن و استر  ‌ هستند.
مــوم مـصـنـوعـي: تـركيبـات آلـي پيچيـده، از تركيبات شيميايي مختلف كه كاربرد محدودي در دندان پزشكي دارند.

موم الگوي اينله (Inlay Pattern Wax)
اينله ها، روكش ها و واحدهاي بريج طلا به وسيله فرايند  Castingكه در آن از روش حذف الگوي مومي استفاده مي شود، تهيه مي شوند.

خصوصيات
1Flow ): هنگامي كه الگوي مومي مستقيما در دهان فرم داده مي شود، موم بايد تا دمايي حرارت داده شود كه فلوي كافي تحت فشار داشته باشد و بتواند مجددا جزئيات زيادي از ديواره هاي تراش خورده را ايجاد كند.
2) ضريب انبساط حرارتي 
3) تاب برداشتن الگوهاي مومي 

موم بيس پليت (Base plate Wax)
جهت ايجاد كانتور مطلوب دنچر پس از اين كه دندان ها در جايشان چيده مي شوند به كار مي‌رود. الگوهاي وسايل ارتدنسي و پروتزهاي غير از دنچر كامل كه بايد از پلاستيك ها ساخته شوند، نيز از موم بيس پليت ساخته مي شوند. جهت چك كردن روابط فكي مختلف در دهان و انتقال آن ها به آرتيكولاتور مكانيكي هم به كار مي رود. سه نوع از اين موم ها شامل: نوع (I) كه مـوم نـرمـي اسـت و جهـت سـاختـن كانتورها و ونيرها به كار مي رود. نوع  (II) موم سختي است كه براي الگوها به كار مي رود و بايد در آب و هواي معتدل در دهان امتحان شود. نوع  (III) كه موم فوق العاده سختي است كه براي الگوها به كـار مـي رود و بايد در آب و هواي گرمسيري جهت امتحان در دهان به كار رود. 

موم باكسينگ (Boxing Wax)
جهت تشكيل كست پلاستري يا استوني از يـك قـالـب قـوس بـدون دنـدان ابتدا يك باكس مومي بايد در اطراف قالب فرم داده شود و در داخل آن پلاستر يا گچ تازه مخلوط شده ريخته شده و ويبره شود.  موم  Boxing بايد مختصري چــــســــبـــنـــــــاك بـــــــوده و داراي اســـتـــحـــكـــــــام و  Toughnessكافي جهت  Manipulation ‌مناسب باشد.

موم همه كاره (Utility Wax)
كار كردن با آن راحت بوده و چسبنده است. براي مثال ممكن است تري استاندارد سوراخ دار جهت استفاده با هيدروكلوئيدها به راحتي به وسيله چنين مومي كانتور مطلوب تري را ايجاد كند. همچنين مومي نرم، خم پذير و چسبنده مي تواند در قسمت لينگوال پونتيك بريج جهت ثبات آن ،حين ريختن اسپلنت پلاستر لبيالي به كار مي رود.  به دو شكل قلمي و ورقه اي به رنگ قرمز تيره يا نارنجي تهيه مي شود. موم  Utilityممكن است شامل  Petrolatum beeswaxو ساير موم هاي نرم با خصوصيات مختلف باشد.

موم چسب(Sticky Wax)
جهت پروتز، مخلوطي از موم ها و رزين ها يا ساير اجزا افزودني تشكيل شده است.  موم چسب مذاب به دقت بر روي سطوحي كه به كار برده مي شود مي چسبد. هرچند اين موم جهت سوار كردن فلز يا قطعات رزين در يك موقعيت ثابت به كار مي رود، اما بيشتر بر روي گچ هاي استون ها و پلاسترهاي دنداني به كار گرفته مي‌شود. 

موم قالب گيري اصلاحي 
(Corrective Impression Was)

به صورت يك لايه مومي روي قالب اصلي به كار مي رود تا با بافت نرم تماس يافته و جزئيات را ثبت كند. اين نوع از ماده قالب گيري، غشا مخاطي و بافت هاي زيرين را در حـالـت جـابـه جـايي بافت متحرك طي تماس فانكشنال با بيس دنچر ثبت مي كنند. موم‌هاي اصلاحي از موم‌هاي هيدروكربني مانند پارافين، سرزين و  beeswaxتشكيل شده‌اند و مي توانند شامل اجزا فلزي باشند.

 ‌مواد پيشگيري كننده
مـواد مختلفـي در دنـدان پـزشكـي بـراي ممانعت از ايجاد پوسيدگي يا بروز درد و حساسيت عاجي يا شكستن دندان ها معرفي شده اند كه از جمله آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد:

‌گلاس اينومر (Glass Ionomer)
يك نوع سمان دندان پزشكي كه از قدرت و سختي كمي برخوردار است و عمدتا جهت پر كردگي هاي سطحي بر روي سطوح پروگزيمال دندان قدامي و پر كردن نواحي سائيده شده لبه لثه استفاده مي شود. به دو صورت سمان و ماده پركننده استفاده مي شود.

هيبريد اينومر (Hybrid Ionomer)
جهت ترميم هاي تحت نواحي استرس كم به كار مي رود و براي بيماران با ريسك پوسيدگي بالا توصيه مي شود. استحكام عرضي هيبريد اينومر تقريباً دو برابر گلاس آينومر استاندارد است. فلورايد بيشتري در مقايسه با كامپومرها و كامپوزيت ها آزاد مي‌كنند اما ميزان آزاد سازي فلورايد آنها تقريباً مشابه گلاس آينومر است. 

وارنيش هاي فلورايد (Fluoride Varnishes)
وارنيـش هـاي حـاوي فلـورايد به قصد رساندن فلورايد موضعي بيشتر به سطوح دندان‌ها در بيماران داراي ريسك پوسيدگي تهيه مي شوند. آن ها به عنوان وارنيش جهت استفاده زير ترميم ها و در طول سطوح ريشه اي دندان هاي حساس داراي تحليل لثه به كار مي روند. يك مزيت جهت روش كاربرد وارنيش، وسعت زمان اكسپوز براي جزء فعال فلورايد در مقابل سطح دندان است.  تنها جنبه منفي كاربرد وارنيش ها مزه نسبتاً تلخ آن است كه گذرا بوده همچنين تغيير رنگ دنداني است كه كمتر از 24 ساعت طول مي كشد. 

 

گچ (Plaster)
گچ ها شايد بيشتر از ساير مواد در دندان پزشكي به كار مي روند.
Dental Plaster, Stone, high strength/high expansion Stone, Casting investment، انواع مواد اين گروه هستند. با تغييرات كمي محصولات گچي، جهت مقاصد متفاوتي به كار مي روند.

 

آمالگام (Amalgam)
 ‌آمالگام آلياژي مركب از جيوه همراه با يك يا چند فلز ديگر است. آمالگام اغلب جهت ترميم هاي مستقيم دائمي خلفي و جهت ترميم هاي زير بنايي  (Foundation) وسيع يا كرها كه قبل از قرار دادن روكش به كار مي روند مورد استفاده قرار مي گيرد. هنگامي كه آمالگام به تازگي با جيوه مايع مخلوط شده ، خاصيت شكل پذيري (Plasticity) دارد كه اين امكان را فراهم مي سازد كه به خوبي در حفره آماده شده دنداني پك شود يا كندانس شود. مقدار جيوه موجود در كپسول هاي آمالگام 42./ تا 45./ وزن كل آمالگام جيوه است. عيب اساسي آمالگام رنگ نقره اي آن است كه با ساختمان دنداني تطابق ندارد. مقداري شكننده (Brittle) بوده و تحت تاثير كروژن و عمل گالوانيك قرار مي گيرد.
دستگاه آمالگاماتور به دونوع تقسيم مي شود: 
1) دستگاه كپسولي
2) دستگاه پودري و كپسولي( دوكاره )
دستگاه كپسولي: دراين نوع دستگاه كپسول درمحل استقرار گيره كپسول قرار داده مي شود. تنظيم ميزان پودر و جيوه امكان پذير نيست چون شركت سازنده مقدار واحد آمالگام و جيوهرا مشخص نموده مانند 1 واحد يا 2 يا 3 يا ...  كه در كپسول جاسازي كرده  و نياز به تنظيم خاصي ندارد .
دستگاه پودري و كپسولي: دراين نوع دستگاه ميزان پودرآمالگام متغيير است كه پيچ تنظيم آن در بغل دستگاه قرار گرفته است ولي مقدار جيوه هميشه ثابت است. هرچه پيچ تنظيم به طرف مثبت باشد پودر بيشتر و به طرف منفي پودر كمتر است. پس از هر بار استفاده ازآمالگاماتور از برس مخصوصي كه جهت تميز نمودن داخل لوله و درپوش آمــالـگـامـاتـور اسـت، استفـاده مـي شـود. قبـل از توقف كامل درپوش لوله آمالگاماتور،دقت شود كـه بـا دسـت تـماس نداشته باشد. از قرار دادن آمالگاماتور درمعرض نور آفتاب اجتناب شود و هر هفته يكي دو مرتبه آمالگاماتور را چند بار سر و ته كرده و سپس در جاي خود قرار داده شود. به دليل لرزش دستگاه پودر آمالگام در مخزن خود فشرده مي شود و باعث عبور نكردن مقدار لازم پودر در لوله تركيب آمالكاما تور مي شود كه كم شدن پودر، تنظيم دستگاه  را به هم مي زند.

 ‌سر قلم جرمگيري اولتراسونيك
از اين وسيله براي:
 حذف جرم هاي دندان هاي بالا و زيرلثه اي 
 حــذف پــلاك بـاكـتـريـايـي از پـاكـت هـاي پريودنتال 
 حذف رنگ دانه هاي سنگين از دندان 
  حـذف سمـان اضافي بندهاي ارتودنسي بعد از سمان كردن 
مشخصات اين وسيله عبارتند از:
 !استفاده در دستگاه جرم گيري ماوراء صوت 
 "اولتراسونيك
 َخنـك شـونده با آب: سيستم آب رساني متنوع بر سر قلم هاي مختلف 
 $انواع شكل، اندازه و طراحي بسته به منطقه عملكرد

 ‌دستگاه جرم گيري ماوراء صوت
عملكرد اين وسيله توسط قلمي كه با فركانس بالا به لرزش در آمده و با آب خنك مي شود.
مشخصات اين وسيله عبارتند از:
داراي فركانس بسيار بالاي امواج صوتي كه به انرژي مكانيكي به صورت لرزش تبديل مي شود.
تـنوع در فركانس از مقادير 18 تا 50 كيلو هرتز 
بعضي انواع داراي مخزن آب 
انواع اندازه و طرح

 ‌پالپ تستر/حيات سنج
 ‌از اين وسيله براي آزمايش حيات پالپ دندان استفاده مي شود. اين وسيله داراي ويژگي ها و مـشـخـصـاتـي مـانـنـد انـواع تـسـتـر(  الـكـتـرونيك،   ديـجيتال)، ارسال ايمپالس به پالپ دندان براي ايـجـاد واكـنـش، افـزايـش احـسـاس شـدت موج الكتريكي به طور آهسته، استفاده از خمير دندان براي انتقال الكتريكي از نوك الكترود به دندان، قرار گرفتن نوك آن در سمت باكال يا لينگوال دندان طبيعي و داراي انواع برق يا باطري است.

ريمر (Reamer)
از اين وسيله براي ‌بريدن و صاف كردن ديواره هاي عاجي كانال ها و وسيع كردن ديواره هاي داخلي كانال استفاده مي شود.
از مشخصات اين وسيله مي توان به مواردي همچون لبه هاي برنده مثلثي پيچ دار مانند فايل هاي نوع "كا" ولي لبه هاي برنده دورتر از آن، افزايش ضخامت با هر سايز، كدبندي رنگ دسته متناسب با سايز و انواع اندازه هاي متناسب با طول كانال اشاره كرد.

 ‌فايل هاي معالجه ريشه-نوع Root Canal File-K Type) K)
از ايـن وسيلـه مـي تـوان بـراي تميـز كـردن ديـواره هـاي داخلي كانال و شكل دادن ديواره‌هاي داخلي كانال استفاده كرد.
ويـژگي هاي اين وسيله شامل طراحي پيچ خورده، افزايش ضخامت با هر سايز، كدبندي رنگ دسته متناسب با سايزو انواع اندازه ها براي تطابق با طول كانال است.

 ‌ماتريس نگهدار تافل ماير‌
از اين وسيله براي ثابت نگه داشتن ماتريكس بند طي متراكم كردن مواد ترميمي در حفرات كلاس II مواد آمالگام، كامپوزيت و بازسازي كامل دندان استفاده مي شود.
قسمت هاي مختلف اين وسيله عبارتند از:
1)شيارهاي راهنما: شيار مستقيم، شيارهاي راست و چپ براي سمت هاي راست و چپ 
2)شيار مورب: روي قسمت دوكي شكل بالا و پايين مي رود.ماتريكس بند در داخل شيار قرار گرفته و قسمت دوكي شكل بند را در محل محكم مي كند. شيارهاي باز به سمت لثه قرار مي گيرد.
3)دوكي شكل: ماتريكس بند را نگه مي دارد.
4)دستگيـره داخلـي: انـدازه حلقـه مـاتـريكس بند را به منظور تطابق دور دندان و همچنين لق شدن بند براي برداشتن آن تنظيم مي كند. 
5)دستگيره خارجي: در انتهاي قسمت دوكي شكل قرار دارد كه ماتريكس بند را شل يا سفت مي كند.

 ‌سرسوزن بلند
از سرسوزن كوتاه براي اجراي بي حسي براي تزريق نفوذي infiltration فك بالا و از سرسوزن بلند براي انجام بي حسي براي تزريق بلاك block فك پايين استفاده مي شود. اجزاي سرسوزن شامل:
1)انتهاي فشنگي سوزن 
2)توپي سوزن 
3)انتهاي تزريق سوزن 
4)كلاهك محافظ 
5)محل سيل كلاهك 
6)محافظ سوزن 
سرسوزن كوتاه داراي يك اينچ و سرسوزن بلند داراي 875/1 اينچ طول است. شماره گيج مشخـص كننـده قطر يا ضخامت سوزن است.  شماره گيج بزرگتر نشان دهنده سوزن ظريف تر است. به طور مثال گيج 35 نازك تر از گيج 30 است.

 ‌ابزار چهار نمره اي
شماره هاي روي دسته اين وسيله نشان دهنده عرض، زاويه برش لبه، طول، و زاويه تيغه است. اوليـن شمـاره نشـان دهنـده عرض تيغه به دهم ميليمتر است. به عنوان مثال شماره 40 معرف 4 ميليمتر است. دومين شماره: نشان دهنده زاويه برش لبه تيغه نسبت به دسته به سانتيگراد است. بــــه طــــور مـثـــال شـمـــاره 90 مـعـــرف 90 درجـــه سـانـتـيـگـراد اسـت. سـومين شماره نشان دهنده طـول تـيـغـه بـه مـيـلـيـمـتـر اسـت. يـعـنـي شـماره 2 نـشان‌دهنده 2 ميليمتر است وچهارمين شماره نشان دهنده زاويه تيغه از محور طولي دسته به سانتيگراد است كه شماره 5 نشان دهنده 5 درجه سانتيگراد است.

 ‌آينه دندان پزشكي
از اين وسيله براي ديد غير مستقيم، عقب زدن لب ها، گونه و زبان و انعكاس نور به داخل دهان استفاده مي شود. داراي دو نوع تخت (Flat) و مقعر (Concave) است كه نوع تخت آن تصوير دقيق و نوع مقعر تصوير را با بزرگنمايي نشان مي‌دهد. داراي اندازه هاي مختلفي است ولي سايز 4 و 5 آن كاربرد بيشتري دارد.

منبع: نشریه مهندسی پزشکی شماره ۱۲۳

کلیه مصنوعی پوشیدنی

كليه مصنوعي پوشيدني جايگزين دياليز

حدود  1/3 ميليون نفر‌ ‌در سراسر جهان به دليل نارسايي مزمن كليوي نيازمند دياليز هستند. شمار معدودي از‌ ‌اين بيماران تحت پيوند كليه قرار مي‌گيرند و كليه اهدايي كمياب است‌. بنابراين نياز به دستگاهي مصنوعي جهت رفع نياز بيماران كليوي احساس مي شد.  كليه ي مصنوعي پوشيدني (WAK) ، خطر انتقال عفونت ناشي از دستگاه هاي همودياليز را كاهش داده و از مراجعات مكرر به مراكز دياليز جلوگيري مي‌كند.  علاوه بر اين، طراحي منحصر به فرد آن به شكل يك كمربند، راحتي بيمار و  افزايش فعاليت هاي روزانه او را به دنبال دارد.

مهمترين وظيفه كليه‌ها برداشت مواد زائد از خون و بازگرداندن خون تصفيه شده به بدن است. هر دقيقه حدود يك ليتر خون از طريق سرخرگ كليوي وارد كليه‌ها مي‌شود و پس از اينكه خون تصفيه شد، از طريق سياهرگ‌هاي كليوي به بدن باز مي شود. وقتي فعاليت كليه ها 15% حالت نرمال آن شود، فرد جهت فيلتر كردن خونش از تركيبات اضافي به عمل دياليز نياز پيدا مي كند. 
همودياليز فرايندي است كه  طي آن تركيبات سمي ميكروسكوپي با استفاده از غشاي تصفيه گر مانند دياليزر از خون خارج مي شود. بيماران بايد معمولا سه بار در هفته به واحد دياليز مراجعه كنند. با اين حال انجام دياليز، با محدوديت هايي نيز همراه است. دستگاه هاي دياليزر موجود، سنگين وبزرگ هستند، بايد به پريز برق متصل باشند. به تامين مداوم آب تازه براي روان نگه داشتن جريان دياليز نيازدارند و بيمار مجبور است ساعت هاي طولاني به اين دستگاه پرزحمت وسنگين متصل باشد. بنابراين راه حلي فني مورد نياز است تا علاوه بر افزايش زمان دياليز، هزينه هاي جانبي و نيروي انساني را نيز كاهش دهد. با توجه به معايب ذكر شده، نياز مبرمي به دستگاه هاي دياليز قابل حمل و پوشيدني كه بتواند به طور مكرر در 24 ساعت شبانه روز و هفت روز هفته مورد استفاده قـرار گيـرد، احسـاس مـي شـود. كليـه مصنـوعـي پـوشيـدنـي اوليـن‌ ‌گـام در دستيابي به دستگاه‌هاي تصفيه خون پوشيدني است. اين دستگاه مي‌تواند بيماراني كه در مراحل پيشرفته نارسايي‌ ‌كليوي قرار دارند به دفعات بيشتر و مدت طولاني‌تر دياليز كند‌ و آنان را از وصل شدن به دستگاه هاي همودياليز بي نياز كند.

كليه مصنوعي پوشيدني 
همانگونه كه از نام دستگاه مشخص است، اين كليه به صورت پوشيدني و به شكل يك كمربند طراحي شده است. هردو انتهاي كمربند، با چفت هاي كمربند معمولي مانند قلاب يا حلقه هايي، محكم به هم بسته مي شوند.
اين كمربند قسمت هاي زير را در بر مي گيرد:
  بخش دياليزر، شامل دو لوله يكي جهت انتقال خون از رگ ها به درون دستگاه و ديگري ارسال خون تازه به بدن.
 بخش جاذب
 پمپ ضرباني دوكاناله
 بخش پمپ اضافي (زاپاس)                       
‌ميكرو پمپ هاي كمكي براي رساندن هپارين، منيزيم، كلسيم ، پتاسيم و سديم كربنات 
‌بـخــش كـنـتــرل الـكتـرونيكـي كـه شـامـل يـك مـيـكـروپـروسسور (ريزپردازنده) و باتري هايي براي به كار انداختن دستگاه است.

بخش دياليزر
اين بخش از 4 دياليزر تشكيل مي شودكه با اســتــفـــاده از جـــريـــان خـــون بــيــمـــار ديـــالـيــزي، نـاخـالـصـي‌هـاي خـون بيمار را تصفيه مي كند. مـجـمـوعـه ديـالـيـزرهـا كـه به شكل سري به هم وصل‌اند، ازطريق پمپ معمولي، خون بيمار را وارد تيوپ (لوله) ورودي و سپس لوله خروجي مـي كـنـنـد. درطـول ديـالـيـز، ديـالـيست درجهت عكس جريان خون با استفاده از پمپي معمولي، پــمــپـــاژ مـــي شـــود. هـــر ديـــالــيـــزر، مــتــشـكــل از مجموعه‌اي از فيبرهاي توخالي، براي گردش خـون اسـت و مـايـع دياليست دراطراف جداره هاي بيروني فيبرهاي توخالي ودر خلاف جهت گردش خون درون فيبرها، به گردش و پمپاژ در مي آيد. جداره هاي بيروني فيبرها، خلل وفرجي دارند كه ناخالصي ها مي توانند از طريق آن، از خون خارج و به دياليست ريخته شوند. 
هــر ديــالـيــزر، در واقــع ديـالـيـزري ظـريـف بـا پـوششـي انعطـاف پـذيـر است كه مطابق با بدن بيمار طراحي شده است. به علاوه، جداره هاي اطراف پوشش، منحني شكل اند تا با انحناهاي بدن بيمار هماهنگ شوند. اين پوشش مي تواند از موادي مانند: پلي اورتان و پلي وينيل كلرايد كه منعطف با بدن بيمار هستند، ساخته شود.
 ‌لوله ورودي خون، داراي پورت جانبي است كه از طريق آن، مايع ضد انعقاد، به خون پمپاژ مي شود. مواد ضد انعقادي كه عموما درخون ريخته مي شود شامل: هپارين، پروستاساكلين، هپارين كم وزن، هيدرودين وسديم سيترات است.

بخش جاذب
در بخش جاذب، دياليست مورد نظر از طريق تيوب دياليست و از بخش دياليزر، به سمت مجموعه ابزارهاي جاذب حركت  مي كند. سپس دياليست، دوباره ساخته شده، درتيوب جريان يافته و به بخش دياليزر باز مي گردد. بيمار مي تواند هرازگاهي با ضربات آهسته اي، مقدار اضافي ديالسيت را به درون محفظه اي كه براي مواد اضافي وغيرقابل استفاده در نظر گرفته شده است، خالي كند.
 ‌ابزارهاي جاذب، شامل مجموعه اي از كارتريج ها  هستند تا ديالسيت مورد نظر را دوباره بسازند. در نتيجه با بازسازي دياليست توسط كارتريج هاي جاذب، دستگاه دياليز، تنها به ميزان اندكي دياليست نياز دارد. هركارتريج جاذب، كارتريج ظريفي است كه يك جاذب جداگانه دارد. بخش جاذب از پنج كارتريج تشكيل شده، شامل كارتريج چــاركــول(زغــالــي)،كــارتــريــج اوره اي، كــارتــريــج زيــركــونـيــوم فـسـفــات، كــارتــريـج هيدروزيركونيوم اكسيد وكارتريج كربن. 
عوامل موثر درجذب، دما و فاصله انتشار است.  porous از بهترين موادي است كه  براي جذب بيشتر به كار مي رود. از جمله مزاياي اين كارتريج، سطح مقطع بزرگ و فاصله انتشار كوچك است. 
اولين فيلتر موجود در كارتريچ، حاوي اوره است كه دياليست مورد استفاده را فيلتر كرده و عملكردش با درهم شكستن اوره به جا مانده از خون در دياليزر است. هنگامي كه اوره تجزيه مي شود، دست كم دو ماده حاصله از آن آمونياك و دي اكسيدكربن هستند. 
دياليست حاوي آمونياك و دي اكسيدكربن، از فيلتر اول خارج مي شود. همان طور كه اوره، قبلا از خون خارج شده، اكنون اين دو ماده هم بايد خارج شوند؛ پس به فيلتر دوم وارد مي شوند. اين فيلتر، حاوي تركيباتي مانند زيركونيوم يا فسفات زيركونيوم است. زيركونيوم موجود در فيلتر دوم، آمونياك را جذب مي كند. فيلتر زيركونيوم، در نهايت با آمونياك، اشباع مي شود و در اين هنگام است كه كارآيي آن براي جذب هرچه بيشتر آمونياك، پايين مي آيد و ما مجاز نيستيم به آمونياك اجازه گردش در دياليست را بدهيم، از اين رو در اين دستگاه سنسوري در جريان دياليست تعبيه شده كه ميزان وجود آمونياك را مي سنجد. اين سنسور مي تواند از نوع سنسور Ph، سنسور مخصوص آمونياك  يا سنسور كنداكتيو(هادي) باشد. سنسور Ph، ميزان Ph دياليست را بررسي مي كند تا بفهمد كه مايع، بيش از حد قليايي شده يا نرمال است. سنسور آمونياك، ميزان آمونياك موجود و سـنـســور كـنــداكـتـيـو، ميـزان تغييـرات انتقـالـي دياليست را بررسي مي كند.
وجـود آمـونـيـاك در دياليست، باعث قليايي شدن آن مي شود. لازم به ذكر است كه بسته به نوع مواد شيميايي يا جاذبي كه در فيلترها وجود دارد، ممكن است دياليست، اسيدي هم شود. فـيـلـتـر سـوم، هـيـدروزيـركونيوم اكسيد، قدرت بيشتري در زدودن آمونياك و ديگر آلودگي ها از دياليست دارد. يك خنثي كننده حباب هاي گاز  يا يك والو، ممكن است بخشي از اين فيلتر باشد. ايـن خـنثي كننده حباب، بايد قبل از پمپ قرار بـگـيـرد. فـيـلـتر چهارم يعني كربن، به پاكسازي بيشتر دياليست از ناخالصي ها، از طريق جذب آن هـا كـمـك مـي كـند. اين فيلترها، ترجيحا به صـورت فـيلتر كارتريجي طراحي شده اند. هر كارتريج مي تواند به دستگاه ملحق و بعد جدا شود. بيمار مي تواند كارتريج ها را هر روز يا يك روز در ميان عوض كند. هر كارتريج فيلتر، بايد در حالت خشك شده اش، كمتر از نيم پاند وزن داشته باشد و وزن كل كارتريج ها هم بايد كمتر از دو پوند باشد. 

 ‌پمپ ضرباني دو كاناله  
پمپي الكتريكي متشكل از دو پمپ است كه ممكن است هر دو با يك موتور و يا با موتورهاي جداگانه عمل كنند. اين دو پمپ، توسط باتري قابل شارژ تغذيه شده و با استفاده از ميكرو كنترلر مي توان آن ها را با قابليت هاي مختلفي از جمله: تنظيم حركت پمپ ها، حجم جاري درآن ها به ازاي هر حركت، سرعت، شتاب، سرعت پمپاژ (تـعداد چرخه پمپ در دقيقه)، فشار پمپ و... تنظيم كرد. اين نوع پمپ ها،  جرياني با سرعت 15  مـيلي ليتر بر دقيقه را فراهم مي كنند. ابعاد تقريبي چنين پمپي7/9*1/7*6/4   با وزني كمتر از400 گرم است.  
يك نمونه موتور پمپ مايع مي تواند يك عضو يا چندين عضو پمپاژ داشته باشد كه حركات ضرباني همزماني را دريك يا چند مايع كه در كانال هاي كارتريج در جريان اسـت، ايجـاد مـي كند. تحريك دو حفره موجود در كارتريج، توسط نوسان مكانيزم فشـاري پمـپ مكـانيكي صورت مي گيردكه به ميله استوانه اي خروجي يك موتور سرعت ثابت يا متحرك وصل است. حركت دوراني استوانه پمپ، به خاطر وجود چرخ‌‌دنده هايي است كه حركات مدور وغير مدور را ايجاد مي كنند. بخش قابل انفصال پمپ ضرباني دو كاناله، در قسمت موتور پمپ به گونه اي جا سازي شده كه به مكانيزم رهايابي اجازه دهد تا اجزاي پمپاژ بتوانند به طور ريتميك، منبسط و منقبض شده وباعث فرستادن جريان از پمپ ورودي و سپس خارج ساختن آن از پمپ خروجي شوند. 
در اين طرح، از پمپ ضرباني دو كاناله استفاده شده است. اين پمپ كه با باتري يا تبديل انرژي AC به DC كار مي كند، مي تواند در حكم موتور مكانيكي دستگاه كليه پوشيدني باشد و كارش ايجاد جريان ضرباني همزمان خون و دياليست در طول درمان ديـاليـزي است. اين پمپ ضرباني دو كاناله شامل دو بخش ميكرو موتور وكارتريج جريان است. والوهايي كه در هر دو مسير كانال هاي كارتريج تعبيه شده اند، والوهاي يك طرفه اي هستند كه در صورت اعمال فشار مثبت به آن، باز مي شوند. والو ورودي شامل يك سر شير، حلقه o مانند o-ring، در پوش شير، توپ انسدادگر (مسدود كننده)، فنر و يك آداپتور لوله اي منحني شكل (موجي) است؛ هنگامي كه لوله موجي به آداپتور متصل مي شود، توسط مكانيزم فشاري، منبسط يا منقبض شده و عمل مكش در والو ورودي ايجاد مي شود. در اين حالت، توپك را ه فنر را سد كرده و از حلقه دور مي شود. 
فنر از جنس پلي مري، از دو حلقه متحدالمركز تشكيل شده: حلقه داخلي و حلقه بيروني. سه عدد ميل چرخ نيز بين حلقه داخلي و بيروني، به كار رفته است تا وضعيت اين دو را متصل و محكم كند. حلقه داخلي در واقع نقش اتصال گر و محكم كننده وضعيت توپك انسداد گر را دارد. علاوه بر اين، با به جريان انداختن حجم بيشتري در دريچه هاي انسدادي، از لرزش يا نوسان توپك انسدادگر جلوگيري مي كند. حلقه خارجي فنر هم توپك را احاطه مي كند تا والو بتواند فورا در مقابل جريان هايي با شدت پايين، بسته شود.

پمپ هاي كمكي
لوله خروجي داراي پورتي جانبي است كه مواد اضافي ديگر از طريق مجموعه اي از پمـپ هـاي اضـافـي، بـه خـون فـرستـاده مـي شـود. ازپيستـون، ساكشن، ميكرو يا ساير پمپ‌هاي رولي كوچك ديگر، مي توان براي اين منظور استفاده كرد. تمامي اين پمپ ها به دسته مـيـكــرو پمـپ هـا تعلـق دارنـد. هـرپمـپ، ميـزان كنترل شده اي ازمواد را به جريان خون اضافه مي‌كند كه اين ميزان به طور الكترونيكي و توسط ريزپردازنده اي در بخش الكترونيكي دستگاه، كنترل مي شود. پزشك معالج مي تواند با اين متد، دزهاي ازپيش تعيين شده براي بيمار را تعيين كند. ازآنجا كه اين خون هاي اضافي قبل از وارد شدن به خون اصلي نمي توانند با هم  تركيب شوند، جريان هاي جداگانه اي دارند. اين مواد اضـافـي حاوي سديم سيترات، كلسيم، پتاسيم وسديم بي كربنات است.

ميكروكنترلر
ميكروكنترلر مي تواند وضعيت پمپ يا ديگر اطلاعات مربوط به پمپ ها را روي نمايشگر نـشـان دهـد. يـوزر كـنـتـرل (كنترل كاربر) داراي دكمه ها، سوئيچ ها، دستگيره ها، اتصال گر و بعضا گيرنده هاي مادون قرمز است كه مي تواند زمينه را براي كنترل دستگاه توسط خود بيمار، پـرسـتـار و يـا تنظيمات كامپيوتري، فراهم كند. عـــلاوه بــر ايــن، امـكــان دريــافــت تـنـظـيـمــات و فرستادن اطلاعات از طريق پيج يا ديگر راه هاي تلكامي نيز امكان پذير است. مثلا تنظيم تمامي عـمـلـكـردهـا مـانـنـد سرعت پمپ، شتاب، سايز دريچه ها، فشار خارجي، سرعت جريان، rpm و خـامـوش و روشـن كـردن، هـمـگـي تـوسـط پنل كنترل كاربر يا ابزار ارتباط گر، مانيتور و كنترل مي شوند.
يك سنسور رطوبت نيز به طور الكترونيكي به ميكرو متصل است كه ميزان وغلظت رطوبت موجود در پوشش يا سطح آن را تعيين مي كند. پوشش و سطح دستگاه مي تواند از موادي مانند پلاستيك، پلاستيك-پارچه يا ساير مواد مناسب باشد.
وجود رطوبت و غلظت در پوشش، مي تواند بـيـانـگـر نـشـت مـايـعـاتـي مـثـل خـون بـيمار، مايع دياليست و ديگر مايعات درگير در دستگاه باشد. سـنـسـور رطـوبـت بـه هـنـگـام تـشـخـيـص وجود رطوبت، سيگنالي را به ميكرو مي فرستد و آلارم فعال مي شود. 

عملكرد دستگاه
جريان خون بيمار، ابتدا از راه تيوب ورودي خون، وارد دستگاه مي شود. در مرحله بعد، واسطه گر فشارخون، ميزان فشارخون ورودي را سنجيده و سيگنال آن را به ميكروكنترلر مي فرستد. سپس اين خون توسط پمپ، پمپاژ مي شود. 
مخـزنـي كـه حـاوي رقيـق كننـده خـون يـا مـاده ضـد انعقـادي مـاننـد هپارين يا ديگر ضد‌انعقادهاي قابل قبول است، به كمك يك ميكروپمپ، به جريان خون متصل مي شود. ميكروپمپ، نوعي پمپ است كه مي تواند مقادير ميكروسكوپي را در هر دقيقه در جريان خون پمپاژ كند. ميكروپمپ براي عملكرد خود بين 1تا500 ميلي وات انرژي نياز دارد. اين ميكروپمپ، محتويات اندازه گيري شده و مورد نياز جريان خون را به طور مداوم يا غير مداوم، براي جريان خون، كه قبل از دياليزر قرار دارد، فراهم مي كند. 
حس گر واسطه ديگري هم فشارخون جريان را بعد از ورود به پمپ خون و قبل از ورود به دياليزر بررسي مي كند و پس از خواندن اطلاعات، سيگنال آن را به ميكروكنترلر (MC) مي فرستد.
ابعاد دياليزر ممكن است از 2/0تا1 مترمربع از كل حجم دستگاه دياليز باشد. در طول دياليز، خون، در خلاف جهت جريان دياليست جريان مي يابد تا فرآيند دياليز را به حداكثر برساند. پس از آنكه خون، دياليزه شد، از دياليزر خارج شده و به سمت سومين واسطه گر، جريان مي يابد. اين واسطه گر، سيگنالي را براي ميكروكنترلر ارسال مي كند. تركيب هر سه واسطه گر اول، دوم و سوم، سنجش هاي فشار متفاوتي را فراهم مي كند كه توسط ميكروكنترلر، تحليل و بررسي       مي شوند. براي مثال، اگر فشار جريان در دياليزر، بالا باشد، به اين معني است كه ممكن است، لخته اي در آن باشد، يا جريان زيادي در آن در حركت است؛ در نتيجه ممكن است دستگاه به وضعيت آلارم درآيد يا پمپاژ خون و سرعت و شتاب آن از طريق ميكروكنترلر در قسمت كنترل، هماهنگ شود. اگر هم فشار جريان در دياليزر پايين باشد، به اين معناست كه جريان نشتي دارد يا مقداري هوا در جريان خون است. در اين صورت ميكروكنترلر ممكن است كل يا بخشي از دستگاه را به خاطر وجود چنين مشكلاتي خاموش كند.
خون از طريق تيوب خروجي به بيمار باز مي گردد. الكتروليت ها، داروها، ويتامين ها و ديگر مايعات را مي توان از طريق تركيب مخزن و ميكروپمپ، قبل از وارد شدن خون به بدن بيمار، به آن اضافه كرد. 
واسطه گر چهارمي هم وجود دارد كه ميزان فشار دياليست را در سمت ورودي پمپ دياليست، مي سنجد و اطلاعات آن را به ميكروكنترلر ارسال مي كند. پمپ دياليست هم مانند پمپ خون، ترجيحاً دومين پمپ موردنظر ما در اين دستگاه است. اما مي تواند به صورت يك پمپ جداگانه نيز استفاده شود.
مايع دياليست تميز و تازه، از فيلترهاي جاذب و از طريق پمپ دياليست، به جريان دياليست وارد مي شود. پمپ دياليست    مي تواند با سرعتي بين صفر تا 150 ميلي ليتر بر دقيقه جاري شود و ميزان نرمال جريان در اين دستگاه بين 40تا100 ميلي ليتر بر دقيقه است. از آنجا كه اين دستگاه به كمتر از يك ليتر دياليست نياز دارد، استفاده از آب استريل يا هموژنيزه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه خواهد بود.
ديـــالـيـسـتـــي كــه از پـمــپ ديــالـيـســت خــارج مي‌شود، از مبدل فشار ديگري عبور مي كند  تا فشار آن در سمت ورودي دياليزر سنجيده شود. ديـاليـزر، جـريان دياليست را ترجيحا برخلاف جهت خون، حركت مي دهد. در اين حين، مواد آلوده و سموم موجود در خون، از جداره دياليزر به دياليست وارد شده و به اين ترتيب خون بيمار تصفيه مي شود.
دياليست، پس از عبور از دياليزر ، به سمت مبدل فشار ديگري جريان مي يابد كه اين بار در سـمــت خـروجـي ديـاليـزر قـرار دارد و سيگنـال مـربـوط بـه فـشـار ديـالـيـسـت را بـه ميكروكنترلر ارسـال مـي كـنـد كـه گـويـاي نـشـتـي در ديـالـيزر، مـسـدود شـدن آن يـا هـرگـونه وضعيت ديگري است.
سنسور، در ارتباط الكتريكي با ميكروكنترلر است. اگر سيگنال ارسال شده به آن نشان دهنده اين باشد كه فيلتر دوم، يعني فيلتر زيركونيوم، قادر به جذب بيشتر ميزان آمونياك موجود در ديـالـيـسـت نـيست، پس وضعيت آلارم، توسط ميكروكنترلر، فعال مي شود و اين كاربر را متوجه مي سازد كه يك يا چند فيلتر (يا كارتريج) نياز به تـعـويـض دارنـد. حـتـي مـمـكـن اسـت وضـعـيت آلارم، دستگاه را هم خاموش كند. مثلاً ممكن است يك يا چند پمپ، متوقف شوند يا سرعت جـريان يك يا چند ميكروپمپ، كند شود. كند شــدن رونــد جــريـان، مـي تـوانـد جـذب بـيـشـتـر آمونياك را در بخش فيلترهاي جاذب، تسهيل و بيشتر كند. 
بعد از عبور دياليست از دياليزر و ترجيحاً قبل از ورود آن بـه كـارتريج (هاي) فيلتر، دياليست همراه با آلودگي ها و ساير مايعات، مي تواند از طريق والوي از دياليست خارج شده و وارد مايع مثانه شود. محل مايعات مثانه مي تواند در حجم 1/0تا2ليتر، در قسمت پايين دستگاه تعبيه شود و سنسـور مـربـوطـه، هنگامي كه ذخيره به حد از پيش تعيين شده رسيده باشد، با ميكروكنترلر در ارتباط الكترونيكي قرار گرفته و وضعيت آلارم را فعال مي كند. 
مـحـفـظــه مـثـانـه را مـي تـوان بـه صـورت يـك كـارتـريـج خـالـي كـه بـا تـركـيـب مـيـكـروپـمـپ و والوي، پر مي شود، در دستگاه به كار برد. اين محفظه يا كارتريج مثانه، مي تواند مواد جاذبي، براي جذب مايع موجود در محفظه داشته باشد؛ اين مواد شامل پنبه، پليمر، اسفنج، مواد فشرده، پودر ژلاتين و ديگر مواد جاذب مايعات است كه از حركت مايع درون كارتريج جلوگيري  مي كند. محفظه  مثانه، مي تواند طوري طراحي شود كه حجم آن با پرشدن گسترش يابد. 

مزاياي  دستگاه  WAK
1- بالابردنPH دياليست به 4/7براي بالابردن جذب آمونيوم 
2- افــزايــش كـلـيــرانــس بــا جــريــان ضـربـانـي درمقايسه با جريان ثابت 
3-امكان فعاليت فرد به دليل وزن پايين پمپ 
4-حذف ميكروگلبول بتا 2 ازمايع دياليست توسط فيلتر كربن 
5-سطح مقطع بزرگتر دياليزر
   

منبع: نشریه مهندسی پزشکی شماره ۱۲۴


استنت‌هاي روده‌اي

امروزه استفاده از استنت‌هاي روده‌اي به عنوان جايگزين روش‌هاي جراحي در کاهش علايم ناشي از انسداد حاصل از بدخيمي‌هاي لوله گوارشي، به ويژه در مري و درخت‌صفراوي، به طور روزافزوني فراگير شده است. اين استنت‌ها، همچنين در تسکين علايم انسداد ديگر قسمت‌هاي لوله گوارشي، مانند معده، ابتداي روده باريک و کولون، نقش مهمي دارند.

موارد کاربرد اين استنت‌ها به مرور زمان، در حال افزايش و تغيير مي‌باشد که از انسدادهاي ناشي از بدخيمي‌ها تا موارد خوش‌خيم همانند تنگي‌هاي به وجود آمده از زخم‌هاي پپتيک را شامل مي‌شود. گاهي بدي عملکرد دريچه پيلور معده پس از بالا کشيدن معده (به دنبال سرطان مري) نيز باعث انسداد مي‌شود. از نشانه‌هاي انسداد مي‌توان به تهوع، استفراغ مداوم، ازوفاژيت، عدم تعادل الکتروليت‌ها، سوءتغذيه و دهيدراتاسيون شديد اشاره کرد که استنت‌ها با ايجاد علايم تسکيني پايا، بدون آنکه عوارض ناشي از جراحي را داشته باشند، به بيمار کمک زيادي مي‌نمايند و حتي کيفيت زندگي بهتري را در مقايسه با ديگر گزينه‌هاي درماني، براي آنان به ارمغان مي‌آورد.



روش انجام

براي گذاشتن اين استنت‌ها، نياز به فلوروسکوپي هست، لذا انجام آن در اتاق‌هاي ويژه‌اي بايد صورت گيرد. بيمار تنها با داروهاي سداتيو استاندارد همانند يک اپيوييد (مپريدين يا فنتالين) و بنزوديازپين (ميدازولام) مي‌تواند اين عمل را به خوبي تحمل کند و نيازي به بي‌هوشي عمومي نيست.

امروزه Entral Wallstent ها که طراحي Open mesh و بدون پوشش دارند، براي درمان انسدادهاي دستگاه گوارش مورد تاييد قرار گرفته‌اند. اين استنت‌ها در اندازه‌هاي مختلف از قطر 20 تا 22 ميلي‌متر در دسترس قرار دارند که روي پايه‌اي به قطر 10 فرنچ (Fr) محکم مي‌شوند و يک سيستم delivery با طولي معادل 160 يا 255 سانتي‌متر نيز به همراه دارند. طول اين سيستم، کار را براي قرار دادن استنت‌ها درون رئودنوم راحت نموده است.

اخيرا استنت‌هاي روده‌اي با نام تجاري WallFleXTM از شرکت Baston Scientific بيشتر استفاده مي‌شوند. اين نوع از «نيتينول» (nitinol) ساخته شده که قطر بدنه آن، 22 ميلي‌متر و flare ابتدايي آن نيز 27 ميلي‌متر مي‌باشد. از اين نوع، طول‌هاي مختلف (6، 9 و 12 سانتي‌متر ) در دسترس قرار دارند.

اين استنت‌ها مي‌توانند از راه کانال فرعي و کمکي يک اندوسکوپ درماني در محل موردنظر قرار گيرد. از سويي يک سيم راهنما (guide wire) نيز براي پايداري قرارگيري استنت در مکان ضايعه مورد نياز است. اگرچه ضروري نيست، اما گرفتن يک عکس راديوگرافي با مواد حاجب در ابتدا براي بررسي آناتومي، طول تنگي و شدت انسداد کمک‌کننده است، به‌خصوص در مواردي که مشخص نيست آيا انسداد واقعي است يا عملکردي. اغلب استنت‌ها با موفقيتي نزديک به 90 درصد در بيماران جايگذاري مي‌شود. موارد شکست مي‌تواند به دلايلي هم‌چون ناتواني در گذراندن سيم راهنما از محل تنگي، پيچيدگي‌هاي آناتومي مانند حلقه‌هاي شديد ايجاد شده درون معده گشاد شده يا مشکلات پس از جراحي باشد.


کارايي

اغلب تجربيات منتشر شده با استنت‌هاي روده‌اي، براساس مطالعات Case series به‌دست آمده‌اند و کارآزمايي‌هاي باليني مقايسه‌اي کمتر انجام شده‌اند. در هر صورت اطلاعات موجود حاکي از موفقيت مشابه در پيامد بيماران ميان انجام جراحي‌هاي تسکيني و گذاشتن استنت است، به طوري که نزديک به 90 درصد بيماران از نظر باليني بهبود مي‌يابند. از سويي موربيديتي، مورتاليتي ناشي از جراحي و هزينه‌ها نيز کمتر خواهند بود. به طور مثال، بيماران ديگر نياز به تغذيه از راه تيوب ژژنوستومي نخواهند داشت.

برخلاف نتيجه‌هاي خوب اوليه، در 15 تا 40 درصد بيماران علايم انسداد صفراوي يا ديگر نشانه‌ها برمي‌گردد که نياز به تعويض استنت را الزامي مي‌سازد. بايد گفت نياز به ميزان مداخله دوباره در جراحي‌هاي گاستروژژنوستومي کمتر است. به علاوه، حتي پس از کارگذاري درست و موفقيت‌آميز استنت نيز بعضي بيماران بهبودي در علايم خود پيدا نمي‌کنند که علل آن مي‌تواند شامل تعيين نادرست مکان انسداد، انتشار وسيع بدخيمي و انسداد عملکردي دريچه خروجي معده به دليل درگيري با تومور نورون (شاخه سلياک) باشد.

در يک مرور نظام‌مند (سيستماتيک) از اطلاعات موجود ميان سال‌هاي 1992 تا 2003 که 136 مطالعه را بررسي کرده، مشخص شد جايگذاري استنت در 97 درصد بيماران موفقيت‌آميز بوده و از اين تعداد نيز 89 درصد، بهبود علايم باليني را نيز تجربه کردند.


عوارض

عوارض جانبي چندي مي‌تواند در حين يا پس از گذاشتن استنت رخ دهد:

1) عوارض حين عمل مانند موارد ناشي از سداتيو کردن بيمار، آسپيراسيون ريوي، بد
جاي‌گيري استنت، پارگي و خون‌ريزي

2) عوارضي که بعد از عمل ديده مي‌شوند، مانند حرکت استنت به جلو، خون‌ريزي، پارگي و تشکيل فيستول.

البته در مطالعات بررسي شده، مرگ و مير ناشي از اين عوارض ديده نشده و بيشترين مورد يافت شده گرفتگي خود استنت در 18 درصد موارد است که علت اصلي آن هم، ارتشاح تومور مي‌باشد. اگر تومور رشد کند و از داخل استنت را بگيرد يا رشد بيش از اندازه‌اي داشته باشد (چه به دليل بدخيمي يا ناشي از موارد خوش‌خيم)، يک استنت ديگر درون استنت اوليه و اصلي قرار داده مي‌شود. البته تاکنون اطلاعاتي از ايمني اين استنت‌هاي روده‌اي در بيماراني که تحت پرتودرماني قرار مي‌گيرند، منتشر نشده است؛ هر چند که مي‌تواند خطرناک باشد.

منبع: نشریه سپید شماره ۱۵۲