اغلب رگ‌هاي مصنوعي قبل از انجام پيوند تحت فرآيند لخته شدن قرار مي‎گيرند كه به منظور جلوگيري از نشست خون است. در راهكار ديگر، رگ‌هاي مصنوعي با كلاژن يا ژلاتين اشباع مي‎شوند تا ابعاد پيوندها تصحيح گردد. غير از تخلخل مناسب، عملكرد خوب و خصوصيات بخيه زني، ‌درمان رضايت بخش (رشد سريع بافت)، ‌پايداري مكانيكي و شيميايي (استحكام كششي خوب و مقاومت به تخريب) از ديگر پارامترهائي است كه يك رگ مصنوعي بايد داشته باشد. تيوب‌هاي ساخته شده به منظور ايجاد خاصيت ارتجاعي، ‌نرم بودن و توده‌اي شدن، ‌بصورت چين خورده هستند. علاوه بر آن، ‌چين خوردن قابليت انبساط يافتن و خم شدن تيوب‌هاي ساخته شده را بدون تاب خوردن و تمركز تنش فراهم مي‎كند كه اين خصوصيات براي رگ‌هاي مصنوعي بسيار با اهميت است. رگ‌هاي مصنوعي از جنس پلي‌اتيلن ترفتالات (داكرون) بطور موفقيت‌آميزي براي تعويض رگ‌هاي خوني با قطر بزرگ ( mm38-12( مورد استفاده قرار گرفته‌اند. موضوع اصلي در پيوندهاي رگي، ‌واكنش بين سطح ماده و خون است كه مي‎تواند باعث تخريب سلول‌هاي خوني و ايجاد لخته گردد. زيست‌سازگاري الياف و محصولات تهيه شده از PET بسيار مناسب است. به‎منظور كاهش خصوصيت لخته‌زائي و بهبود موفقيت عملكرد، سلول‌هاي اندوتليال بر روي سطح رگ‌هاي مصنوعي از جنس PET كاشته مي‎شود. اين پيوندها در واقع كامپوزيتي از سلول‌ها و PET است. PTFE كشيده شده ( e-PTFEيا كورتكس) بطور وسيعي براي پيوندهاي رگي با قطر متوسط (mm12-6) بكار برده مي‎شوند. e-PTFE متخلخل با بكارگيري فرآيند اكستروژن اصلاح شده تهيه مي‎گردد. سطح داخلي پيوندe-PTF، شكل‌گيري لايه نئواينتيما (بافت اندوتليال جديد) را تسهيل مي‎كند، كه از مشكلاتي مانند شكل گيري لخته خون ثابت و متحرك، جلوگيري به‌عمل مي‌آورد. مكانيزم‌هاي اصلي شكل‌گيري نئواينتيما دقيقاً مشخص نيست.
جايگزيني قسمت‌هاي مسدود و يا باريك شده‌ي شريان‌هاي بزرگ يكي از جراحي‌هاي متداول پزشكي است. در حال حاضر بهترين پيوند عروقي مربوط به پيوند اتوگرافت است كه در آن بافت رگ از يك قسمت بدن بيمار به قسمت ديگري پيوند زده مي‌شود. در اغلب موارد از وريد سافن به‌عنوان رگ اتوگرافت استفاده مي‌گردد. مهمترين مشكل اين نوع پيوند، لخته ساكن و متحرك و رشد اضافي اينتيما است. رشد بيش از حد سلول‌هاي ماهيچه‌اي صاف باعث تورم بافت اينتيما به درون رگ مي‌شود كه اغلب در محل بخيه پيوند بوجود مي‌آيد. اين امر باعث مسدود شدن رگ و يا كاهش جريان خون مي‌شود. به نظر مي‌رسد كه هم عوامل شيميايي و هم مكانيكي در پيدايش اين پديده موثر هستند. سلول‌هاي خوني موجود در شريان‌ها در معرض تنش برشي بيشتري نسبت به سلول‌هاي وريدي قرار دارند، بنابراين سلول‌هاي خوني درون وريد پيوندي نسبت به تغييرات مكانيكي محيط جديد پاسخ جدي‌تري مي‌دهند. در محل اتصال (به هنگام بخيه زدن) برروي بافت‌هاي اطراف كرنش مكانيكي اعمال مي‌شود كه در افزايش رشد بافت موثر هستند. آسيب به سلول اندوتليال و مرگ آن به هنگام پيوند رگ، پلاكت‌ها و انعقاد را تحريك مي‌كند. برخي از محصولات آزاد شده از پلاكت‌ها در هنگام مهاجرت (مثل عامل رشد گرفته شده از پلاكت) باعث تحريك تكثير سلول‌هاي ماهيچه صاف مي‌گردد.